هجوم به مهاجم
«سلامت» گزارهای موثر بر توسعه و حتی امنیت جامعه بهحساب میآید. موضوعی فانتزی نیست که بتوان «بود» و «نبودش» را به زلف سلیقه یا مصلحت گره زد! درباره بهداشت و سلامت جامعه، هرگز هیچ عنصر تهدیدکنندهای مرجح دانسته نمیشود. بهتر است چنین باشد؛ حتی اگر با چنین بایستهای فاصلهی عملی داشته باشیم!
در نوشتاری با عنوان «شاخص سلامت، گران ارتقا مییابد»؛ ۷ نکته را به بهانهی نشست خبری ۷ اسفند دانشگاه علوم پزشکی آبادان از نظر گذراندم. در جایی از آن به دلایل رضایتبخش نبودن کوششهای صورت گرفته در زمینهی شاخص سلامت اشاره شد. به استناد تهدید همیشگی ریزگردها؛ پسماندهای شهری؛ آب و فاضلاب و… که بر سلامت شهروندان محدودهی زیرپوشش این دانشگاه اثرگذار است.
رفع برخی چالشها و تهدیدهای حوزهی سلامت؛ به رویکردهای فرامنطقهای و همکاریهای بینبخشی نیاز دارد و بیرون از توان نظارت یا اجرای یک متولی مشخص است. رفع یا حتی کاستن از تاثیر منفی برخی تهدیدها، اما چنان ناممکن مینماید که با هراندازه اقتدارگرایی در قانون؛ ممکن و ممتنع نخواهد بود. همچون ریزگردها که بسته به کانون تشکیل در داخل یا بیرون کشور، بحرانی فرامنطقهای به شمار میرود. یا آلایندههای دو صنعت نفت و پتروشیمی که موثر بر هوا و آب هستند و زیانهای فراوانی بر انسان و زیستبوم پیرامون فعالیت خود میگذارند.
پتروشیمی و پالایشگاه آبادان، محصور به فضاهای شهریاند و از این نظر تهدید عملکرد این دو غول صنعتی بر سلامت شهروندان و محیطزیست؛ مسئله و چالشی اثبات شده و پایدار است. بهای هرسالهای که پالایشگاه برای جبران عوارض آلایندگی به شهرداریها میپردازد، گواه متقن زیانرسانی این صنعت در مواجهه با شهروندان محسوب میشود.
آن اندازه که حل معضل ریزگردها به دلیل گستردگی و فرامنطقهای بودن از عهدهی نهادهای شهری خارج است؛ خلاصی از آلودگی پالایشگاه و پتروشیمی به دیگر دلایل امکانپذیر نیست. نه میتوان از تولید فرآوردهی نفت و پتروشیمی کاست و نه آنها را به محدودهای بیرون از شهر منتقل ساخت. حتی میتوان به اعتبار تاریخ پیدایش؛ دستکم پالایشگاه کهنسال آبادان را متقدم بر شهر جوان دانست و از این نظر خردهای بر بانیان نخستین نیست. ابتدا کارخانهای برای تصفیهی نفت خام ساخته میشود و به فراخور نیاز؛ پیرامون آن با محلهها و فضاهای مسکونی توسعه مییابد. وانگهی یکصد و ده سال پیش، نه قانون و نه الزامی برای حفاظت از سلامت انسان و محیط زندگی او وجود نداشته است.
البته میتوان بر جانمایی کارخانهی پتروشیمی در دههی چهل خورشیدی خرده گرفت. و نیمقرن بعدتر، به طرحهای تثبیت و توسعه ظرفیت پالایشگاه همجوار؛ که بدون در نظر گرفتن سلامت انسان و بهداشت محیط اجرا شدهاند. از این دو ناگزیر به اغماض میتوان گذشت؛ بدین شرط که مبنای گریز از مسئولیت در قبال دیگر تهدیدها و چالشها نشوند! نهتنها برای دانشگاه علوم پزشکی آبادان که همهی بازیگران اصلی و فرعی موثر بر سلامت عمومی.
جایگاه حاکمیتی در نظام سلامت؛ دانشگاههای علوم پزشکی را مسئول پاسداری و صیانت از بهداشت و سلامت جامعه کرده است؛ به نمایندگی مستقیم از وزارت بهداشت، درمان و علوم پزشکی. بیتوجه به هیچ مصلحت و بهانه؛ معیار مطلوب برای ایفای چنین نقشی، عدم گذشت از افراد، نهادها و رویههایی است که سلامت مردم را به مخاطره میاندازند!
سه ماموریت دانشگاههای علوم پزشکی در ارتباط مستقیم با سلامت و بهداشت جامعه تعریف میشود. «تأمین، حفظ و ارتقای سطح سلامت مردم بهویژه محرومان و نیازمندان»؛ «ارتقای شاخصهای بهداشتی، درمانی، آموزشی، پژوهشی و فرهنگی» و «توسعه عدالت در سلامت و بهداشت در محدودهی فعالیت خود».
برای پشتیبانی از این ماموریت؛ نهاد قانون ابزارهای موثری در اختیار دانشگاههای علوم پزشکی گذارده است. همچون ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی که اهرمی قدرتمند برای اعمال فشار و مجازات تهدیدکنندگان سلامت انسان و بهداشت محیط به شمار میرود. بر این اساس «هر اقدامی که تهدید علیه بهداشت عمومی شناخته شود از قبیل آلوده کردن آب آشامیدنی، توزیع آب آشامیدنی آلوده، دفع غیربهداشتی فضولات انسانی و دامی و مواد زائد، ریختن مواد مسمومکننده در رودخانهها، زباله در خیابانها و کشتار غیرمجاز دام، استفاده غیرمجاز فاضلاب خام یا پساب تصفیهخانههای فاضلاب برای مصارف کشاورزی ممنوع میباشد و مرتکبین چنان چه طبق قوانین خاص مشمول مجازات شدیدتری نباشند به حبس تا یک سال محکوم خواهند شد.
تبصره ۱: تشخیص اینکه اقدام مزبور تهدید علیه بهداشت عمومی و آلودگی محیطزیست شناخته میشود و نیز غیرمجاز بودن کشتار دام و دفع فضولات دامی و همچنین اعلام جرم مذکور حسب مورد بر عهده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان حفاظت محیطزیست و سازمان دامپزشکی خواهد بود.
تبصره ۲: منظور از آلودگی محیطزیست عبارت است از پخش یا آمیختن مواد خارجی به آب یا هوا یا خاک یا زمین به میزانی که کیفیت فیزیکی، شیمیایی یا بیولوژیک آن را بهطوریکه به حال انسان یا سایر موجودات زنده یا گیاهان یا آثار یا ابنیه مضر باشد تغییر دهد.»
دانشگاه علوم پزشکی، موظف و مطلوب است اگر ارگانی به وظایفش در زمینهی بهداشت و سلامت عمل نکرد با آن برخورد قضایی صورت دهد. نوعی کنش تهاجمی در مقام مدعی تام و عام تا دیگر متولیان و دستگاههای موثر بر سرنوشت سلامت جامعه از عهدهی پاسخگویی به وظایف خود شانه خالی نکنند. شهرداریها؛ صنایع آلاینده در محدودههای شهری؛ اتاقهای اصناف؛ مدیریتهای آب و فاضلاب، چهار بخش و مجموعهای بهحساب میآیند که در تعامل با خواستههای نظام سلامت؛ وضع بهداشتی و سلامت جامعه را بهبود میبخشند.
سلامت انسان و محیطزیست دو حوزه تخصصی اما مرتبط به یکدیگرند و نباید به آنها بهصورت مجزا نگریسته شود. هر دو بر یکدیگر تاثیر مستقیم دارند و متولیان ویژهی این دو حوزه با همگرایی و همراهی میتوانند انسان و محیط زندگی آن را بهتر از گزند تهدیدها مصون دارند. همکاری مستمر دانشگاه علوم پزشکی آبادان و ادارههای حفاظت محیطزیست هر سه شهرستان زیرمجموعه این دانشگاه؛ میتواند به بازدارندگی و مقابله با عناصر و شاخصههای تهدیدکننده سلامت انسان و محیط بینجامد. با این همه پیگرد قضایی و جریمههای سنگین از این نظر که میتوانند در توسعه زیرساختهای سلامت و درمان هزینه گردند، اقدامی بهجا و بازدارنده تصور میشود.
این نوشته به دنبال ایجاد شائبه نیست. معتقد نیستم دانشگاه علوم پزشکی در برابر چالشهای سلامتپایه؛ رویهی سکوت و مدارا در پیش میگیرد. که از سابقه میدانم، هشدارها و اخطارهای متعددی تابهحال در مواجهه با این تهدیدها صادر شده است. درحالیکه هیچ ابزار اجرایی و بازدارندهای در اختیار متولی اصلی سلامت نیست؛ رسیدگی به تهدیدها، تخلفها و چالشهای بهداشت و سلامت علاوه بر مولفههای قانونی به همیاری نهادهای نظارتی موثر، مرتبط است. همچون ارکان قوه قضاییه اعم از دادستانی، سازمان بازرسی و تعزیرات حکومتی؛ فرمانداری؛ اتاق اصناف و اداره نظارت بر اماکن عمومی که میتوانند ستون فقرات اجرای قانون در پس زمینهی تصمیمهای سلامتپایهی دانشگاه علوم پزشکی باشند.
در حقیقت، برخی متولیان با کوتاهی و کمکاری؛ توأم با خدمت خویش بهسلامت برخی شهروندان آسیب میرسانند. رویارویی با این مهاجمان به حوزه سلامت؛ روحیه و رویکردی هجومی میطلبد. وانگهی اتکای صرف به تمشیت امور؛ نمیتواند برای سامانبخشی وضع سلامت و بهداشت کافی و پرارج باشد. مرور چند نمونه از تهدیدها و چالشهای برهمزننده امنیت سلامت در جامعه؛ نشان میدهد چه نهادها و دستگاههایی دراینباره دارای چه اندازه مسئولیت یا تقصیرند.
امتزاج آب آشامیدنی با فاضلاب
برخی انواع عفونتهای گوارشی و مجاری ادراری؛ آنگونه که پزشکان معتقدند در ارتباط با کیفیت «آب» است. مرتبط به فرسودگی خطوط انتقال آب شرب و فاضلاب در برخی نقاط که به دلیل شکستگی منجر به امتزاج هر دو آب میگردد. پدیدهای پرخطر که به دلیل افزایش باکتریهای آلوده در آب شرب، بهآسانی میتواند سلامت انسان را تهدید کند. اگر چه آب شرب در سه شهرستان محدودهی دانشگاه علوم پزشکی آبادان در دو دههی اخیر، کیفیت و مطلوبیت گذشته را ندارد، اما مسئلهی اختلاط «آب» و «فاضلاب»، تهدیدی ورای تغییر همیشگی طعم و بوی آب بهحساب میآید.
پسزدگی فاضلاب و معضل آبهای سطحی
پسزدگی و سرازیر شدن فاضلاب در معابر شهری؛ پرتکرارترین چالش بهداشتی در شهرهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی آبادان است. گفتههای شهردار پیشین آبادان دراینباره، چند نکتهی مهم دارد. «یکی از مشکلات اصلی شهرداری، ورود فاضلاب به کانالهای دفع آبهای سطحی است. فاضلاب در بیش از ۸۰ درصد کانالهای دفع آبهای سطحی آبادان جریان دارد. متأسفانه اکنون کانالهای دفع آبهای سطحی، بیشتر وظیفه انتقال فاضلاب را انجام میدهند!»
میتوان گفت حقیقت چالشهای مرتبط با فاضلاب بسیار بیش از گفتههای آن جناب شهردار است. او ملاحظههای ساختاری و رسمی را در نظر داشته، وانگهی نیاز به کوشش و تخصص در زمینهی آزمایش و پایش بهداشت محیط نیست. فاضلابی که خشک میشود با وزش اولین نسیم و باد به غبار معلق در هوا تبدیل گشته و میهمان ریههای شهروندان میگردد! این رخداد پرتکرار؛ نمیتواند بهسلامت شهروندان آسیب برساند؟!
آلودگی رودخانهها به پسابهای شهری و صنعتی
نیمهی بهمنماه، مدیر بنادر و دریانوردی آبادان خواستار توقف سرازیر شدن آلودگی نفتی پالایشگاه آبادان در اروندرود شد. نگرانی «کامبیز مالکیزاده» دراینباره بیشتر مرتبط با آلودگی بدنه شناورهای پهلو گرفته در بندر آبادان بود. چرا که این آلودگی تمام ساحل را فرا گرفته و استمرار وارد شدن پساب صنعتی به اروندرود، به زیان این آبراه بینالمللی تمام میشود.
آنچه در میانهی این خبر کمتر بدان توجه شد، آمارهای مرتبط با فاضلاب شهری بود که توسط سرپرست دفتر بررسی و مقابله با آلودگی دریایی معاونت محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست کشور ارائه شد.
«امید صدیقی» گفت: بیش از ۲۷ نقطه در خرمشهر و ۸ نقطه در آبادان پساب خود را به رودخانه اروند سرازیر میکنند این در حالی است که تصفیهخانه فاضلاب آبادان بالای ۹۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد، اما پس از گذر ۱۵ سال، این تاسیسات همچنان به بهرهبرداری نرسیده است. چنین آمارهایی بدون بررسی حجم پسابهای صنعتی و شهری سرازیر شده به رودخانههای بهمنشیر و کارون ارائه شدهاند. در نظر گرفتن آلودگیهای سه شهرستان شادگان، خرمشهر و آبادان برای محیطزیست آبی، بر اندازهی نگرانیها بهمراتب میافزاید.
تهدید سگهای ولگرد و حیوانات بیصاحب
۲۰ اردیبهشت سال جاری، مدیر گروه سلامت دانشگاه علوم پزشکی آبادان به «افزایش تعداد حیوان گزیدگی» اشاره کرده و آن را مسئلهای نگرانکننده دانست. «جعفر ربیهاوی» با مرور آمار سال گذشته به خبرنگاران گفت: «در سال ۱۴۰۰ بیش از یک هزار مورد سگ گزیدگی در محدوده جنوب غرب خوزستان گزارش شده که ۶۵۰ مورد آن مربوط به شهرستان آبادان است.»
چنین افزایشی ناشی از زادوولد سریع گلههای سگ و کوتاهی برخی نهادهای مسئول در جمعآوری این حیوانات است. سگهای ولگرد علاوه بر ایجاد وحشت میان شهروندان، باعث انتقال بیماری به انسان میشوند. بیماریهایی چون هاری، کیست، سالک و توکسوکارا که مجموعه سلامت را همواره نگران افزایش بیرویه جمعیت سگهای بیصاحب در آبادان، خرمشهر و شادگان نگاه میدارد.
قربانی حمله سگهای ولگرد، اگر جان سالم به در بَرد برای درمان به ۱.۵ تا ۲ میلیون تومان هزینه نیاز دارد. پس از مداوا، دلواپسی و اضطراب روحی مدام از رویارویی با چنین حملهای، بهسادگی قابلدرمان نیست. طبق قانون؛ شهرداری متولی جمعآوری و پیشگیری از افزایش جمعیت سگهای ولگرد است و اگر فردی بر اثر سگ گزیدگی به بیماری مبتلا شود، مسئولیت هزینههای درمان و جبران آسیبدیدگی بر عهدهی شهرداری است.
علیرغم نقدها، مطالبهها و نشستهای پیاپی برای رسیدگی به چالش سگهای ولگرد، به دلیل پاسکاری مکرر تابهحال هیچ دستگاهی مسئولیت ساماندهی و جمعآوری این حیوانات را نپذیرفته است.
زباله و پسماند شهری
فضای پیرامون سطلهای پسماند شهری و محوطههای دپوی زباله در محلهها، نشان از سیمای عمومی جامعه ما دارد. شهروندان بهاشتباه میپندارند هر چه تعداد سطلهای زباله در شهر بیشتر شود این نشانهای از ارتقای شاخصهای بهداشتی است درحالیکه ناهنجاری شهری و توسعهنیافتگی اجتماعی را گواهی میدهد. سطل زباله بیشتر، به معنای منبع آلودگی بیشتر است. شهرداریها در سراسر جهان تمرکز بسیاری بر کاهش انتقال آلایندگی به شهروندان از مبادی همین مخزنهای پسماند دارند. شیوههای تفکیک از مبدأ؛ فرهنگسازی و آموزشهای موثر؛ قوانین بازدارنده؛ مشوقهای دلگرمکننده و… مجموعهی کنشها برای توسعهی اجتماعی بهحساب میآیند.
دریغا، همچنان دغدغهی اصلی مدیران شهری ما؛ نحوهی جمعآوری زبالههاست! معترفم بسیاری همچنان به مرتبهای از توسعهی اجتماعی و فرهنگی نرسیدهایم که بتوان ما را مصداق «شهروند» دانست و بیشتر به «شهرنشین» میمانیم. اشکال اصلی را باید در ارتباط با شکافهای اجتماعی روزگار جنگ و پس از آن جست که به واکاوی تفصیلی و در زمانی دیگر نیاز دارد. اگر چه کمکاریهای فرهنگی و اجتماعی نهادهای رسمی ما به هیچ بهانهای قابل چشمپوشی نیست! اگر کوششی در این زمینه صورت گرفته نیز همه را باید اتلاف منابع و انرژی تلقی کرد؛ چرا که منشأ تغییر در رویکرد اجتماعی شهروندان نگشته است.
کیسه و ظرف یکبار مصرف پلاستیکی
به چه دلیل بخشنامهی حذف ظروف یکبار مصرف پلاستیکی از چرخهی رستورانها و اصناف عرضهکننده غذایی گرم؛ با گذشت بیش از سه سال، پیگیری و اجرا نمیشود؟! همین پرسش را باید درباره بخشنامه جلوگیری از ارائه کیسههای پلاستیکی در نانواییها طرح کرد. با خطری که این فرآوردههای شیمیایی برای انسان و محیطزیست دارند، شورای سلامت بهکارگیری آنها را توسط نانواییها و واحدهای صنفی عرضهی غذای گرم ممنوع کرده است. به دلیل اهمیت و جایگاه؛ مگر نه مصوبههای شورای سلامت باید برای همهی دستگاهها لازمالاجرا باشد؟!
قرار بر حذف کیسههای پلاستیکی از نانواییها و عرضهی کیسههای پارچهای بود. همچنین بهجای ظرفهای پلاستیکی از نوع گیاهی برای سرو غذای گرم استفاده گردد. ماموریت نظارت بر حُسن اجرای هر دو مصوبه نیز بر عهدهی مرکز بهداشت و اتحادیهها گذارده شد! فراوانی عرضههای همین دو قلم در سه شهرستان گویای کیفیت اجرا و نظارت بر مصوبههای شورای سلامت است.
اینها که نوشته شد، تنها برخی از چالشها و تهدیدهای همیشگی مرتبط با بهداشت و سلامت این ۶۰۷ هزار انسان ساکن در محدوده دانشگاه علوم پزشکی آبادان به شمار میرود. به فراخور نوع و درجهی اثرگذاری؛ هر تهدید نمودی متفاوت در هر منطقه یا محله دارد. بنابراین نباید همهی چالشها و تهدیدهای فهرست شده را؛ مصادیقی قابل تعمیم و تسری بهکل دانست.
آنگونه که پیشتر آمد، همگرایی نهادها و پرهیز از بخشینگری و عمل کارشناسانه؛ امیدواری و شانس غلبه بر چالشهای سلامت در محدوده دانشگاه علوم پزشکی آبادان را افزایش میدهد. بدون اینها و با اصرار بر مقصر جلوه دادن دیگری؛ هیچیک از دردهای مزمن سلامتپایه در جامعه معالجه نخواهند گشت!
حسین دلیر















دیدگاهتان را بنویسید