مـرورگر
بایسته‌های روزنامه‌نگاری محلی؛

تحقیق و تحلیل به‌مثابه اکسیر

مطبوعات ما روزهای خوشی را تجربه نمی‌کنند. این را هر کس به‌سادگی درک می‌کند. خوب یا بد، فناوری به صورتی جبری برای ما رقم خورده و اراضی حکمرانی مطبوعات را کوچک و ناچیزتر کرده است.
اشتراک گذاری
23 بهمن 1401
نویسنده : حسین دلیر
منبع : روزنامه اروند

اهالی رسانه، پرسش‌گر و تا اندازه‌ای مطالبه‌گر هستند؛ باید چنین باشند. این را وظیفه و حق خود می‌دانند و باور دارند پرسش‌های آن‌ها، پاسخ‌های روشن و بی‌درنگ می‌خواهد. آنان با چنین خوی پرسش‌گرانه‌ای، درعین‌حال کمتر قائل به پاسخگویی در برابر پرسش‌های دیگران هستند. بهتر است آیین پرسش‌گری را یک‌بار دگرگون کنیم و این بار ما -اهالی رسانه- پاسخگوی چند پرسش بنیادین شویم. پرسش‌هایی که تلخ به نظر می‌آیند. طرح این پرسش‌های به‌ظاهر بدمزه می‌تواند دستاویز خوبی برای ورود به موضوعی جدی در زمینه هنر-دانش رسانه و ارتباطات باشد.

چرا رسانه‌های محلی، از بخت و علاقه‌ی حتی نسبی نزد مخاطبان محلی برخوردار نیستند؟

به‌واقع فعالیت مطبوعات محلی، چه اندازه برای مخاطب سودمند و مورد اعتماد آنان است؟

مطبوعات ما چه اندازه در تصمیم‌ها و رخدادهای منطقه‌ای و محلی نقش‌آفرین و موثر هستند؟

ازآنجاکه ورود به همه جستارها منجر به خستگی خواننده خواهد شد، این نوشتار تنها به مسائل و متغیرهای درونی مطبوعات و رسانه‌ها اشاره دارد. بی‌علاقگی مخاطب به مطبوعات تنها معطوف به گونه‌های محلی آن نیست. مطبوعات، گیرایی سنتی‌اش را از دست داده؛ آن‌هم برای مخاطب خوگرفته به رسانه مجازی (سایبر مدیا) و به‌واسطه‌ی مؤلفه‌های جذاب در این رسانه نوین. ناگزیر در سنجه مطبوعات محلی، قهر مخاطب تندی و نمود بیشتری داشته است.

مطبوعات ما روزهای خوشی را تجربه نمی‌کنند. این را هر کس به‌سادگی درک می‌کند. تحریریه‌های تهی از روزنامه‌نگاران دلسوز و توانمند؛ مدیران و کارگزاران بی‌انگیزه نشریات؛ مخاطبان کم‌لطف خو گرفته به جهان مجازی؛ اقتصاد نابسامان نشریات؛ فراوانی و تعدد رسانه‌های دارای پروانه انتشار؛ همه‌گیری دلالی و سوداگری مطبوعاتی و بی‌بهره‌گی بیشتر مسئولان از سواد مکفی رسانه؛ نشانه‌های بیماری مطبوعات هستند. خوب یا بد، فناوری به صورتی جبری برای ما رقم خورده و اراضی حکمرانی مطبوعات را کوچک و ناچیزتر کرده است. شمارگان اندک مطبوعات؛ گستره فرمانروایی‌شان برجهان رسانه و مرجعیتشان در آگاهی‌رسانی را به‌روشنی تصویر می‌کند. ذائقه مخاطب به‌گونه‌ای بی‌سابقه دست‌خوش دگردیسی شده و دیگر برای دریافت اطلاعات، حاضر به پذیرش دشواری نیست.

اکنون‌که ذائقه مخاطب تغییر کرده و گرایشی به مصرف مطبوعات ندارد؛ نباید به‌آسانی فرمان به نیستی و پایان مطبوعات داد. ما محکوم به پذیرش شرایط موجود هستیم. این نخستین باری نیست که مطبوعات در کوشش برای زنده ماندن دست‌به‌کار می‌شوند. همان‌گونه که روزنامه‌نگاران پیشین ما؛ در رویارویی با رسانه‌های نورسیده‌ای چون رادیو، سینما، تلویزیون، اینترنت، وب و حتی وبلاگ؛ میدان را خالی نگذاشتند و به پیکار ادامه دادند. در واقع راز پایداری مطبوعات در آن بوده که توانسته‌اند خود را با شرایط حاکم بر هر دوره‌ی تاریخ رسانه تطبیق دهند و در چرخه و هرم رسانه‌ای؛ به طبقه و جایگاه خود دست یابند. تا از بلعیده شدن توسط رسانه‌های دیگر جلوگیری کنند! مطبوعات باید توانایی انطباق خود را بازیابند چرا که بدون این ویژگی به‌راستی محکوم به نیستی‌اند.

ساده‌ترین تسکین دردهای کهنه مطبوعات؛ تجدیدنظر در آداب رسانه‌ای آن‌هاست. شتاب اطلاع‌رسانی به‌سرعت نور درآمده و خبر پیش از بروزش در نشریات، بارها در بعد مجازی خوانده و بازنشر می‌شود. با چنین وضعی شایسته است مطبوعات راهبرد محتوایی خود را تغییر دهند. دیگر برای بازتاب «اخبار» جایی در مطبوعات حتی روزنامه‌ها نمانده؛ آن‌هم اخباری که پیش‌تر مخاطب آن‌ها را از دیگر بسترها بی‌درنگ دریافت کرده است.

در واکاوی و اتخاذ تصمیم راهبردی، نقاط ضعف و قوت به همراه تهدیدها و فرصت‌ها به‌طور هم‌زمان با یکدیگر دیده و بررسی شده و بر پایه چنین داده‌هایی، تصمیم نهایی به‌عنوان «تصمیمی راهبردی» اتخاذ می‌شود. نبرد مطبوعات با رسانه‌های مجازی در میدان نابرابر انتشار سریع اخبار؛ آن‌چنان نابخردانه است که گویی دسته‌ای پیاده‌نظام خسته را بدون سلاح به نبرد یک تیپ زرهی مجهز فرستادن!

باارزش‌ترین و بیشترین کالای موجود در بازار اطلاع‌رسانی مجازی، اندک خبرهای درست و اغلب نادرست است که به‌رایگان و آسان در هر زمان و مکان، مخاطب تشنه را سیراب می‌کند. این مهم‌ترین نقطه قوت رسانه‌های مجازی است و اساسا با اتکای به این مزیت، تهدیدی جدی برای مطبوعات به شمار می‌روند. اگر گمان را بر درستی و راستی همه اخبار فضای مجازی بگذاریم که قطعا این‌چنین نیست؛ کالای نایاب بازار مکاره اطلاع‌رسانی مجازی که نقطه‌ضعف آن به شمار می‌آید، دقیقا همان فرصت باارزشی است که مطبوعات به دنبالش هستند. اکسیر درمانگری به نام «روزنامه‌نگاری تحقیقی و تحلیلی»!

مخاطب؛ رسانه مجازی را محفلی برای پیگیری خبرهای کوتاه و تلگرافی گمان می‌کند. چنین مخاطبی انتظار دریافت تحلیل و تحقیق و این شیوه روزنامه‌نگاری را از رسانه مجازی ندارد. روشن است این شکاف به دلیل اهمیت و دشواری‌اش توسط کاربران انبوه و فعالان رسانه‌ای مجازی آن‌گونه که در توان روزنامه‌نگاران کارآزموده و ماهر است، پر نخواهد شد.

حسین دلیر

حسین دلیر، جانشین سردبیر روزنامه اروند

رسانه‌های مجازی در برخورد با سوژه‌ها، اصطلاحا زمین سوخته را تحویل مخاطب و دیگر رسانه‌ها می‌دهند. در چنین فضایی؛ مطبوعات ما به‌جای طرح بدیهیات و مباحث انتزاعی؛ نیازمند عمل‌گرایی و ابداعات نگارشی هستند. خوشی تورق و خواندن یک نشریه حرفه‌ای با سوژه‌های نوین؛ نوشتارهای ارزشمند و شیوه‌های نگارشی نوآورانه، تجربه‌ای است که هر مخاطبی ترجیح می‌دهد آن را حتی برای یک‌بار بیازماید.

می‌دانیم تجربه روزنامه‌نگاری در ایران با بیش از ۲۰۰ سال تاخیر نسبت به اروپا آغاز شد. می‌دانیم همه‌ی گونه‌های رسانه‌ای از آغاز برای مطبوعات و روزنامه‌نگاری سنتی تهدید به شمار می‌رفتند. می‌دانیم نظام عرضه و تقاضای اقتصادی مطبوعات با هیچ رسانه‌ای سنجیدنی نیست؛ می‌دانیم آسیب‌پذیرترین گونه رسانه در جامعه ما، مطبوعات است؛ وانگهی همه‌ی تهدیدها در درون خود فرصت‌های نهفته‌ی بی‌شماری دارند که با ریزبینی و تحقیق کشف می‌شوند. هرچند شاهد رونق عددی مطبوعات و رسانه‌ها هستیم ولی از دیدگاه کیفی شرایط روزنامه‌نگاری به‌ویژه در گستره محلی به‌مراتب از گذشته‌ی خود، بدتر شده است.

اعتراف به این حقیقت تلخ است که بر پایه استانداردهای حرفه‌ای و صنفی؛ هیچ نشریه و رسانه‌ی حرفه‌ای در استان وجود ندارد! در واقع تنها چند نشریه متوسط و انبوه نشریات و رسانه‌های غیرحرفه‌ای و ضعیف سهم خوزستان از چند هزار رسانه دارای پروانه در کشور است. پاک‌سازی تاریخی صورت‌مسئله همین‌جا شکل می‌گیرد که سنجه‌های بررسی توان رسانه‌ای معطوف به شماره و رقم رسانه‌هایش شده و از کیفیت آن‌ها و میزان نفوذ و اثرگذاری‌شان بر مخاطب بومی هیچ حقیقت و شاخصی ارائه نمی‌گردد.

هرچند در یک دهه اخیر تاکنون شمار نشریات و رسانه‌های استان، رویش چشمگیر داشته ولی به همان میزان کیفیت روزنامه‌نگاری ما افت کرده است. این کاهش کیفیت از یک‌سو معلول پراکندگی نیروهای مطبوعاتی کاربلد و خلاق و از سوی دیگر مرتبط به پراکندگی منابع در تعداد بیشتری از رسانه‌ها است. ورود بدون پالایه افراد کم‌تجربه و غیرحرفه‌ای و سوداگرانی که محیط رسانه را مطلوب فرصت‌طلبی می‌دانند؛ دیگر گزاره‌های موثر به شمار می‌آیند. در واقع به تعداد رسانه‌های دارای پروانه ما در منطقه، نیروی کارآزموده و سرآمد مطبوعاتی وجود ندارد. نیروهای خوب و باکیفیت رسانه‌ای در فراوانی نشریات و رسانه‌های ما پراکنده شده‌اند و این می‌شود که در اقلیم روزنامه‌نگاری محلی و استانی، هیچ رسانه توانمند و فراگیری نداریم. مطبوعات ما جملگی توسعه نیافته‌اند. حنای حرفه‌ای‌گری در میان قاطبه‌ی جامعه مطبوعاتی دیگر رنگی ندارد. کامیابی‌های مقطعی نیز ره‌آورد حرکت‌های انفرادی برخی اعضای این جامعه هستند که نگرشی جدی‌تر نسبت به دیگر همکاران رسانه‌ای دارند.

بخش برجسته‌ای از توسعه‌نیافتگی رسانه‌های ما، حاصل عوامل غیرسیاسی و غیراقتصادی است. عامل مهم این توسعه‌نیافتگی، نگرش غیرحرفه‌ای نسبت به مقوله روزنامه‌نگاری و نشریه‌داری است. ۲۸ سال از تجربه نوین روزنامه‌نگاری در خوزستان می‌گذرد و مطبوعات ما به‌جای دویدن همچنان چهاردست‌وپا حرکت می‌کنند. در واقع بزرگ‌ترین تهدید مطبوعات ما خود ایشان است. روشن است رسانه‌های ما بیشترین ضربه را از انفعال و فرصت‌سوزی خود خورده‌اند. آنچه رسانه‌های ما از آن رنج می‌برند گرفتاری به سندرم و بیماری کشنده «رونوشت چسبانی» (کپی پیست) است. در حقیقت بیشتر مطبوعات محلی ما چیزی بیشتر از نسخه‌ی مکتوب خبرگزاری‌ها و وبگاه‌های خبری نیستند و بی‌آنکه برایشان مهم باشد تبدیل به تصدیق‌کنندگان و ترویج‌دهندگان رسانه‌های رقیب خود شده‌اند و ناخودآگاه این پیام را به مخاطب ارسال می‌کنند که اگر می‌خواهید سریع‌تر؛ دقیق‌تر و آسوده‌تر اخبار و اطلاعات را پیگیری کنید به خودتان دردسر ندهید و همان رسانه‌های برخط و مجازی را دنبال کنید! جالب آنکه در این عرضه و تقاضای یک‌سویه؛ خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری معمولا اندک نوشته‌های تولیدی نشریات را پوشش نمی‌دهند تا این رابطه یک‌طرفه باقی بماند. افسوس که مطبوعات ما، همچنان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده خروجی خبرگزاری‌ها هستند.

به بهانه ناتوانی در تامین هزینه‌ها؛ تحریریه‌‌ها یک یا دو نفره اداره می‌شوند! رسانه‌های ما محدود به یک نفر دروازه‌بان اخبار خبرگزاری‌هاست که چله‌نشین رایانه بوده و لزومی برای پیگیری رویدادها در سطح شهر نمی‌بیند! این نگرش باعث بروز چالش تولید محتوا در مطبوعات می‌شود. اراده‌ای به افزایش شاخص‌های کیفی و کمی در مطبوعات ما وجود ندارد. مخاطب‌شناسی ما بسیار ضعیف است. رسانه‌های محلی بدون توجه به گروه اجتماعی، سن، سواد، جنسیت و علاقه‌مندی مخاطب به‌صورت غیرهدفمند و کور تولید محتوا می‌کنند. شگفت آنکه برای پاسخ به پرسش «برای کدام مخاطب تولید محتوا می‌کنیم؟» تاکنون هیچ رسانه‌ای در خوزستان، به پایش افکار عمومی نپرداخته است.

اساسا کمتر کسی در جمع رسانه‌ای نقد را برمی‌تابد. ما معمولا مطالبه‌گری و نقد را خیابانی یک‌طرفه می‌دانیم که فقط خودمان -اهالی رسانه- اجازه تردد در آن را داریم. در مقوله افزایش سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی تنبل و مسئولیت‌ناپذیر بوده‌ایم و گناه آن را متوجه همه، جز خودمان می‌دانیم. آیین پرسشگری خردمندانه و سازنده در مطبوعات ما جایش را به نق زدن‌های کودکانه و هنجارشکن در فضای مجازی داده و رونق گفتمان در مطبوعات به پیکارها و مونولوگ‌های همیشگی در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است.

اهالی مطبوعات ما با گونه‌های حرفه‌ای چون: «روزنامه‌نگاری توسعه»؛ «روزنامه‌نگاری تحقیقی و داده‌نگار»؛ «روزنامه‌نگاری اقتصادی»؛ «روزنامه‌نگاری نفت و انرژی»؛ «روزنامه‌نگاری محیط‌زیست»؛ «روزنامه‌نگاری اجتماعی» و از این دست جستارها بیگانه هستند. علیرغم نیاز شدیدی که خوزستان به این گونه‌های روزنامه‌نگاری دارد. بخت خواندن سرمقاله حرفه‌ای در مطبوعات محلی برای مخاطب تقریبا هیچ است. به نبود سرمقاله؛ نبود مصاحبه‌های عمقی؛ تحلیل‌های منطقی؛ کاریکاتور؛ طنز؛ جدول و عکس‌های جذاب را هم اضافه کنید.

بسیاری از همکاران ما در فراگیری پیوسته دانش روزنامه‌نگاری و به‌روزرسانی اطلاعات خویش، تنبل و کم‌حوصله هستند. بیشتر این دوستان ماه‌ها و حتی سال‌هاست هیچ کتاب تخصصی یا عمومی نخوانده‌اند و این را می‌شود از روی واژگان محدود و خسته‌کننده و تکرار نوشته‌هایشان فهمید. دست‌کم کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای و اهل مطالعه؛ به‌آسانی و در یک نگاه تشخیص می‌دهند ظرف بسیاری از اهالی رسانه، تهی از مظروف مطالعه است.

میدان‌داری سودجویان و پررنگ بودن رفتارهای آن‌ها، بر داوری‌ مخاطب خاص و عام به‌گونه‌ای باورنکردنی موثر بوده و جریان حرفه‌ای و اصلی مطبوعات کوشش چندانی برای مرزبندی، تمییز و تفکیک سره از ناسره نمی‌کنند.

اندیشه نادرست برخی مسئولان و شخصیت‌های سیاسی برای بهره‌کشی از رسانه‌ها؛ آن‌ها را بیش از هر زمان دیگر وابسته به کانون‌های قدرت و ثروت کرده و اعتمادبه‌نفس بسیاری از رسانه‌های ما برای دستیابی به استقلال هرچند نسبی هم بدل به سراب شده است.

ویراستاری پاشنه آشیل مطبوعات استانی ما به شمار می‌رود. مخاطب در رویارویی با انبوه اشتباه‌های نگارشی و ادبی دچار چالش اعتماد به محتوا و رسانه می‌شود. با خود می‌اندیشد آیا می‌توان به رسانه‌ای با این اندازه اشتباه نوشتاری و نگارشی اعتماد کرد؟! چنین مسئله‌ی برجسته‌ای از نظر رسانه‌های محلی، ارزش چندانی برای اندیشیدن ندارد.

در زمینه‌ی مدیریت و اقتصاد رسانه هم تنها از جنبه عرضه و تقاضای ساده آگهی‌ها و رپرتاژهای دولتی کامیاب بوده‌ایم و حتی در فعال‌سازی مارکتینگ بخش خصوصی، همچنان ناتوانیم. در واقع اقتصاد مطبوعات ما به‌گونه‌ای ابتدایی تنها وابسته به برخی نهادهای دولتی است. علیرغم اینکه چند سالی است رشد قابل‌توجهی در زمینه گرافیک مطبوعاتی داشته‌ایم، همچنان بسیاری نشریات استانی ما کیفیت دیداری (بصری) دل‌پذیری ندارند و بیشتر به بولتن‌های اداری و نشریات دانشجویی می‌مانند.

کار گروهی؛ اندیشه‌ی تشکیلاتی و هم‌افزایی هیچ‌گاه به‌عنوان یک راهبرد سودمند نزد فعالان رسانه‌ای ما به کار گرفته نشد. به سازمان و تشکیلات تخصصی رسانه‌ای و مطبوعاتی بی‌اعتمادیم و علیرغم رهنمودهای استادان این عرصه؛ بسیاری همکاران ما گویا اعتقادی به کار تشکیلاتی ندارند. به همه نداشتن‌ها، افسوس‌ها و آسیب‌های مطبوعات استان؛ قلم‌فروشی، سفارشی‌نویسی، ستایش یا نقد افراد به نرخ روز و تطهیر فرمایشی برخی مدیران را هم اگر اضافه کنیم، سفره‌ی نقد حاضر پربار و رنگین‌تر هم خواهد شد.

بی‌تردید تا هنگامی‌که کار رسانه‌ای را جدی نگرفته‌ایم؛ هیچ کامروایی چشمگیری در انتظارمان نخواهد بود. نخست باید توانایی درونی رسانه‌های ما افزایش یابد بعد انتظار طرح مباحث جدی و حرکت‌های کیفی را داشت. رهنمود پایانی چیزی جز تاکید به تغییر نگرش مطبوعات نمی‌تواند باشد. خوزستان تشنه‌ی روزنامه‌نگاری تحقیقی و تحلیلی است. زمان و هزینه‌ی گران انتشار مطبوعات را صرف بازنشر اخبار پیش‌تر منتشر شده و طرح بدیهیات نکنیم. چیزهایی را به مخاطب ارائه دهیم که نمی‌تواند از بستری دیگر بدان دست یابد!

شاه‌کلید موفقیت، انتشار محتوایی است که در بیرون فضای مطبوعات؛ مخاطب به آن‌ها دسترسی نداشته و تازگی‌اش برآمده از تولیدی بودن آن توسط خود روزنامه‌نگاران باشد.

حسین دلیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *