مـرورگر
رمزگشایی از ویژه‌نامه «اروند خبر»

آخرین تیر در تیردان گروسی

گروسی در اروند نشان داد علاقه‌ی بسیار به کنش تبلیغی دارد. دو ماه پس از انتصاب به سرپرستی این سازمان؛ به‌عنوان مدیری مسلوب‌الاختیار و بدون حق امضا، نشست خبری ترتیب داد تا پاسخگوی افکار عمومی باشد!
اشتراک گذاری
05 آبان 1400
نویسنده : حسین دلیر
منبع : سلام آبادان

سه روز پیش از برکناری «حسین گروسی» از سرپرستی سازمان منطقه آزاد اروند، آخرین کوشش رسانه‌ای برای ابقای او نیز بی‌ثمر ماند. گروسی در اروند نشان داد علاقه‌ی بسیار به کنش تبلیغی دارد. دو ماه پس از انتصاب به سرپرستی این سازمان؛ به‌عنوان مدیری مسلوب‌الاختیار و بدون حق امضا، نشست خبری ترتیب داد تا پاسخگوی افکار عمومی باشد! حضور در شبکه محلی آبادان؛ خبرسازی برای رسانه‌ها و حضور در رویدادهای فرهنگی در شمار مجموعه کنش‌های ارتباطاتی او بودند.

میل فراوان به دیده شدن را می‌توان در ارتباط با روزگار پرتلاطم سازمان تأویل کرد. چرخش قدرت در دولت تازه، فضایی فراهم ساخته تا مدیران خود را مطلوب مسئولیت در روزگار جدید هم نشان دهند. گروسی اگرچه در عیان، مشتاق مدیریت در اروند نبود و وضعیت این سازمان را «وخیم» و «نابسامان» توصیف می‌کرد هم او در نهان، تلاش‌های بسیار برای ماندن داشت.

فضای داخلی و اداری سازمان منطقه آزاد، ماه‌ها با تشنج ناشی از دستگیری مدیرعامل سابق و برخی مدیران گره خورده است. هیئت‌مدیره «ساکت‌تر» از همیشه و یک‌باره نهاد قضایی، ادامه‌ی فعالیت «اسماعیل زمانی» به‌عنوان مدیرعامل را «ممنوع» می‌کند. چراغ دولت دوازدهم رو به خاموشی است و هر روز قائله‌ی تازه‌ای در فضای سیاسی انتخاباتی رخ می‌نماید.

به همه‌ی این‌ها تنزل سرمایه‌ی اجتماعی شهروندان و اعتماد مخدوش نخبگان منطقه را هم باید افزود. روحیه‌ای که برآیند سال‌ها بلاتکلیفی و بی‌عملی چهار دولت در تعیین بایسته‌های ابتدایی «منطقه آزاد» است.

دبیرخانه شورایعالی مناطق آزاد؛ اروند را باید از غرق شدن در دریای بی‌تدبیری‌ها نجات می‌داد. در این دریای پرتلاطم، هر مدیری تلاش می‌کند به شناوری تکیه زند که محتمل او را به ساحل امن می‌رساند. گروسی در چنین شرایط و زمانه‌ای سرپرستی اروند را پذیرفت. بی‌آنکه پیشینه و پشتوانه او اندک تناسب با جغرافیای سیاسی و اجتماعی منطقه داشته باشد.

گروسی البته روایت دیگری دارد. «دبیرخانه در شرایطی اضطراری باید فردی را برای صیانت از شرایط مالی و اداری سازمان و پیگیری فعالیت‌ها به‌عنوان سرپرست در اروند منسوب می‌کرد. سه گزینه برای سرپرستی این منطقه آزاد مطرح بود که جمع‌بندی دبیر شورایعالی مناطق آزاد به تعیین او بوده است.» از همین رو، «حمیدرضا مومنی» در حکمی معاون خود را با حفظ سمت رهسپار اروند می‌سازد.

آقای سرپرست تنها ۱۰۵ روز فرصت دارد تا با جلب اعتماد تصمیم‌سازان استانی و ملی؛ خود را گزینه‌ی مدیریت اروند معرفی کند. چه آنکه از اساس سال‌های مدیریتش در دولت روحانی بوده و مشق سیاست‌ورزی‌اش در مجلس به روزگار احمدی‌نژاد متصل است.

همه‌ی کوشش گروسی در ماه‌های اخیر بر این پایه بنا گشت که در نسبتی نزدیک با دولت برآمده‌ی جدید قرار گیرد. به‌یک‌باره تغییر ذائقه داده از نقد دولت سابق دریغ نکرد. تا آنجا که در مصاحبه با ویژه‌نامه سفارشی خود؛ آشکارا دولت روحانی را می‌تاراند و شگفتا که خود منسوب همان دولت بوده است!

سیاست‌پیشگانی چون او بسیارند و همواره استحقاق خدمتگزاری برای خویش در هر دوره‌ای قائل‌اند و چه‌کاری آسان‌تر از فعل‌وانفعال رسانه‌ای!

ویژه‌نامه اروند خبر

توزیع سراسیمه

سه‌شنبه شب، ۲۰ مهر در آیین پایانی جشنواره فیلم کودک؛ سرپرست سازمان با همراهی معاونان در این رویداد حاضر شد. اختتامیه در محوطه‌ی سینما مهر آبادان در حال برگزاری بود که برخی کارکنان روابط عمومی منطقه آزاد اقدام به توزیع نشریه‌ی تازه‌ای کردند. هم‌زمان که توجه حاضران معطوف به جشنواره بود، تعدادی نشریه مقابل برخی افراد گذاشته می‌شد. نشریه‌ای چهارصفحه‌ای و تمام‌رنگی که بر کاغذ گلاسه چاپ و منتشر شده بود؛ مسمی به نام «اروند خبر»!

از انتشار سراسیمه در جشنواره کودک توسط شخص مدیر روابط عمومی منطقه آزاد و اشتیاق سرپرست سازمان به تورق؛ این گمان برده می‌شد که فرآورده‌ی آن‌ها همین تازگی به زیور طبع و چاپ آراسته گشته است!

نشریه غیرمجاز

انتشار این نشریه‌ی غیرمجاز توسط روابط عمومی سازمان در واپسین روزهای حضور گروسی را می‌توان آخرین تیر در تیردان تبلیغاتی سازمان تحت فرمان او دانست. امر نادرست در هر حال و حالتی، نادرست است. خواه با افتادن در ورطه‌ی تکرار، بدیل عادت گشته یا به دلیل ناآگاهی واقع شود.

قانون ممنوعیت چاپ و انتشار نشریات غیرضرور به‌روشنی تکلیف نهادها و سازمان‌های دولتی را در این باره مشخص ساخته است. یکی از پرشمار تخلف‌ها، انتشار نشریه‌ها بدون اخذ مجوز و ذیل عنوان «بولتن» است. بولتن‌های داخلی که با هزینه‌های بسیار و در خارج از محیط اداری توزیع می‌شوند. هیچ‌چیز کم از یک روزنامه ندارند و صرفا چون افرادی می‌گویند بولتن است باید پذیرفت که حق با آن‌هاست!

اما کدام آشنا به حقوق رسانه را سراغ دارید که نگوید و نداند که همه‌ی این‌ها مصادیق تخلف هستند. ناگفته همین بس که در بی‌رونقی بساط مطبوعات، باید سهمی هم به بولتن‌ها و بولتن‌نویس‌ها داد. سکوت اداره کل فرهنگ و ارشاد منطقه آزاد اروند بر این قبیل تخلف‌های آشکار البته از آن نقدهایی است که متوجه چشم‌پوشی‌های «رضا مردانی» به‌عنوان مدیرکل است.

برای اهل رسانه و مخاطبان حرفه‌ای، بولتن و خبرنامه اداری چندان جاذبه و اهمیتی ندارد. مگر به کار معدود خبرنگارانی آید که هر خبر و آماری را با چاشنی «وی گفت» و «وی افزود» در خروجی خبرگزاری قرار می‌دهند. این‌بار وضع متفاوت بود و جنس محتوا، نوع توزیع و زمان چاپ؛ پرسش‌برانگیز بود.

به خاطر وقت و دقتی که صرف تحلیل این نشریه چهارصفحه‌ای کرده، شاید بر من خورده گیرند. از باب بی‌اهمیتی چنین موضوعی! معمولا خود هم‌چنین تصوری دارم. وانگهی در این مورد به‌خصوص، «زیرمتن» و «فرامتن» محتوا و فرایند ایده تا انتشار؛ حکایت از اغراض غیر رسانه‌ای در پوشش عملیات رسانه‌ای داشت. معتقدم آنچه در واپسین روزهای حضور گروسی در اروند رخ‌داده را می‌توان با رمزگشایی از این ویژه‌نامه و رخدادهای مرتبط دریافت.

ضرورت یا نیاز؟!

مشخص نیست این نشریه در پاسخ به کدام نیاز رسانه‌ای سازمان و خود منطقه آزاد تولید شده است. تقریبا همه‌ی دغدغه‌های منتقدان، شهروندان و ذینفعان این منطقه بی‌پاسخ مانده و صرفا عبارت‌هایی کلی در توصیف مزیت‌های منطقه بازنویسی شده‌اند. بیشتر به‌مثابه دستاویزی برای طرح زیرمتنی برخی گزاره‌ها!

در تحلیل رسانه، گزیری نیست جز یافتن پاسخ پرسش‌های کلیدی. مجموعه‌ی این رهیافت‌ها، ماده‌ی اصلی در تحلیل و بررسی رسانه می‌شوند. برآیند پژوهش حاضر نشان می‌دهد نشریه مذکور با هدف اقناع و توجه مخاطبی ویژه منتشر شده است. آوردن چند تاریخ و رویداد مرتبط، روشنگر است و به آدرس‌دهی دقیق می‌انجامد.

یکشنبه ۲۱ شهریور – سید امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی به سمت معاون رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران منصوب شد.

دوشنبه ۲۹ شهریور – «محمدرضا اسکندری» پس از ۱۲ سال از مدیرعاملی سازمان اقتصادی کوثر توسط قاضی‌زاده هاشمی برکنار شد.

پنج‌شنبه ۱ مهر – با حکم وزیر اقتصاد، «سعید محمد» به سمت دبیری شورایعالی مناطق آزاد منصوب شد.

دوشنبه ۵ مهر – رئیس بنیاد شهید به مناسبت سالروز شکست حصر آبادان به منطقه آزاد اروند سفر می‌کند. قاضی‌زاده هاشمی، حرف‌هایی می‌زند که حاشیه می‌سازد. پیشنهاد واسپاری اختیارات منطقه آزاد اروند به بنیاد را می‌دهد و می‌گوید: «از دولت می‌خواهیم اختیارات منطقه آزاد را به بنیاد شهید بسپارد تا در این منطقه مستقر شویم و به اقتصاد و اشتغال آن رونق دهیم.»

شنبه ۱۷ مهر – محمد، به سمت مشاور رئیس‌جمهور در امور مناطق آزاد و ویژه اقتصادی منصوب می‌شود.

سه‌شنبه ۲۰ مهر – حلقه‌ی رسانه‌ای گروسی اقدام به انتشار نشریه «اروند خبر» می‌کند. با این توضیح که تولید محتوا، طراحی و چاپ از روز شانزدهم آغاز شده بود.

پنج‌شنبه ۲۲ مهر – سعید محمد با سفر به منطقه آزاد اروند؛ سفرهای دوره‌ای بازدید از مناطق آزاد کشور را آغاز می‌کند.

جمعه ۲۳ مهر –گروسی برکنار و اسکندری به‌جای او سرپرست سازمان منطقه آزاد اروند می‌شود.

گروسی با توجه به سمتش در دبیرخانه از رخدادهای آینده آگاهی داشته است. ناباورانه است او را در این وضعیت، بی‌خبر از تحولات تصور کنیم.

ویژه‌نامه غیرحرفه‌ای

اروند خبر، شبیه «شب‌نامه» یا «بولتن سیاسی» است تا نشریه‌ای سازمانی! هرچند تلاش‌ها در فرم و محتوا برای پنهان‌سازی هدف و غرض انتشار می‌باشد. فکت‌های بسیاری برای خلق‌الساعه بودن این تصمیم و نسبتش با سفر محمد به منطقه و کشمکش‌های جابجایی قدرت در مرکز می‌توان ارائه کرد.

نشریه فاقد طراحی نشان‌واره (لوگو) و هویت بصری مستقل (یونیفرم) است. سرمقاله ندارد و هیچ یادداشتی که اشاره به ماموریت و نقش این رسانه در آن شده باشد در میان صفحات به چشم نمی‌خورد. حجم محتوای تصویری بیش از نوشتاری است. ۴ عکس از گروسی و ۲ عکس از محمد فقط در ۴ صفحه!

صفحه آخر به پوستری از «دکتر سعید محمد» با پس‌زمینه‌ی سردار شهید قاسم سلیمانی اختصاص‌یافته که نشان‌واره‌ی «دولت جوان حزب‌اللهی» بر آن نقش بسته است. همین صفحه را باید و می‌توان اوج کار تبلیغاتی گروسی دانست.

اروند خبر، درمجموع با ۷ نوشته انتشار یافته است. با خطاهای نگارشی و ویرایشی فراوان و نادیده‌گیری اصول روزنامه‌نگاری که از منظر حرفه‌ای مساله‌های قابل تأملی‌اند. نوشتن «پیش تاز» و «صلب» به‌جای «پیشتاز» و «سلب» دو نمونه از ناویراسته‌ها به شمار می‌روند.

در شناسنامه نشریه؛ صاحب‌امتیاز، سازمان منطقه آزاد اروند و سردبیر، حیدر جعفری (مدیر روابط عمومی) سازمان معرفی شده است. نام‌های دیگری اما به‌عنوان هیئت تحریریه و عکاس قید شده‌اند که برخی‌ها نه تنها مسئولیتی در تولید نداشته که حتی بی‌اطلاع از این پروژه بوده‌اند. این هم شگفتی دیگری!

از آنجا که تمام مطالب بدون امضای نویسنده در صفحات قرار گرفته‌اند، مشخص نیست نام اعضای تحریریه در شناسنامه به چه سبب درج شده است؟!

بزرگنمایی، چرب‌زبانی و هجمه

دو مطلب در پایین صفحه اول نیمی از جلد را اشغال کرده‌اند. در مطلب اول، گروسی به‌عنوان معاون حقوقی و امور مجلس مناطق آزاد در نوشته‌ای با عنوان «این راه روشن است…» به مزایای مناطق آزاد و برخی مزیت‌های اروند پرداخته است. در مطلب دوم، خبری به نقل از او به‌عنوان سرپرست سازمان منطقه آزاد اروند درج شده که خبر از تشکیل فرماندهی ویژه انتظامی اروند می‌دهد.

در صفحه ۲؛ نوشته‌ای با عنوان «منطقه آزاد اروند پیشتاز در ایفای مسئولیت‌های اجتماعی» بدون داشتن مقدمه و صرفا فهرستی تیتروار از فعالیت‌های سازمان است. دیگر مطلب این صفحه، «از سوم خرداد تا پنجم مهر» بوده که اشاره به آزادسازی خرمشهر از چنگال دشمن بعثی دارد و فصل نوی این سرزمین با تشکیل منطقه آزاد!

در صفحه ۳؛ مطلب دیگری به نقل از مدیرعامل بانک پاسارگاد آمده که گزارش سرمایه‌گذاری ۵ هزار میلیارد تومانی «فناپ» برای توسعه شهر الکترونیک اروند است.

میانه‌ی صفحه‌های ۲ و ۳ به «اروند در مسیر توسعه و پیشرفت» اختصاص دارد. متنی بلند که بازتاب دیدگاه‌های گروسی است. مصاحبه‌ای که با حذف پرسش‌ها به گزارش نزدیک شده و حدود سه‌چهارم فضای دو صفحه را همراه با عکس بزرگ سرپرست سازمان اشغال کرده است. متنی که بیشتر رنگ آرزو و بزرگ‌نمایی برای جلب‌توجه مخاطب خاص خود دارد.

گویا مرزی برای چرب‌زبانی در این ویژه‌نامه لحاظ نشده بود. آنجا که گروسی چهار بار در یادداشت صفحه اول خود قلم به مدح‌های تکراری از رئیس جدید می‌چرخاند.

«… به لحاظ تجربه گران‌سنگ و ارزشمند دکتر محمد […] و تحصیلات عالیه ایشان از دوره کارشناسی تا دکتری در رشته عمران گرایش راه و ترابری می‌تواند به نحو مطلوب و شایسته اهداف و ماموریت‌های مورد انتظار در مناطق آزاد را محقق و اجرایی نماید.»

«به نظر می‌رسد سعید محمد به لحاظ تجربه خود […] و سابقه موفق در مدیریت تحریم‌های ظالمانه می‌تواند در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی […] اقدام موثر بنماید.»

«نقش دکتر محمد هم به لحاظ تحصیلات […] و هم به لحاظ تجربه ایشان در اجرای طرح‌های بزرگ راه‌سازی ریلی و جاده‌ای می‌تواند این نیاز و خلأ مناطق آزاد را پر نموده و با ایجاد چند شهر لجستیک در کشور موجبات اشتغال و رونق اقتصادی می‌گردد.»

«می‌توان به تحولی عظیم و شگرف با حضور این دکتر جوان با تجربه و پرانرژی امید داشت…»

در پایین صفحه ۳، نوشته‌ای با سرخط «اروند قدمگاه شهدا» به امضای جمعی از خانواده‌های شاهد و ایثارگر اروند منتشر شده که از نظر محتوایی، ارتباطی با دیگر مطالب ندارد. با لحنی تند خطاب به سید امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، رئیس جدید بنیاد شهید و امور ایثارگران از او خواسته به‌جای اروند به فکر مسئولیت دیگر مناطق آزاد و ویژه اقتصادی باشد و توصیه‌ای شگفت‌آور به این مسئول هم دارد که تمام توان انرژی خود را جهت احیای سازمان‌های اقتصادی که دارای مدیران ضعیف و ناکارآمد می‌باشند اختصاص دهد.

ابتدای این نوشته به تذکری از علی لاریجانی رئیس پیشین مجلس در صحن علنی مجلس می‌پردازد که او گفته «بنیاد شهید را چه به مرغداری و نیروگاه‌داری!»

نویسندگان این بیانیه، سازمان‌های اقتصادی کوثر و شاهد از مجموعه‌های وابسته به بنیاد شهید را دارای شرکت‌های متعدد ورشکسته و ناکارآمد می‌دانند که زیان‌های فراوانی به ایثارگران و خانواده‌های شاهد وارد نموده است. هرچند بخش‌هایی از مطلب به طرز شگفت‌آوری به گفته‌ها و نوشته‌های گروسی در همین نشریه شبیه است. این نوشته از آنجا اهمیت بیشتری دارد که رخدادهای پنهان و پیدا در روزهای اخیر اروند را می‌توان در آن جست.

کنش بی‌نتیجه

سه روز از انتشار «اروند خبر» گذشت و محمدرضا اسکندری به‌عنوان سرپرست جدید منطقه آزاد معرفی شد. اسکندری، وزیر جهاد کشاورزی دولت نهم و مدیرعامل سازمان اقتصادی کوثر –زیرمجموعه بنیاد شهید- بوده است. مجموعه‌ای که هدف اصلی هجمه ویژه‌نامه گروسی قرار گرفت. وقتی از کشمکش میان برخی چهره‌های سیاسی آگاهی یابیم، چرایی گفته و رفتارشان تفسیرپذیر خواهد بود. اختلاف اسکندری با قاضی‌زاده هاشمی، کلید رمز رخدادهای اخیر و چرایی انتشار ویژه‌نامه منطقه آزاد می‌تواند باشد.

انتشار این نشریه، غیرحرفه‌ای‌ترین فعالیت «حیدر جعفری» بود. اینکه او به‌عنوان مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل تصویر درستی از فضای سیاسی و رخدادهای جاری ندارد. با دست‌به‌دست شدن قدرت در اروند؛ جعفری برای پاسخگویی به سرپرست تازه باید آماده باشد. در این دو راهی؛ مسئولیت ویژه‌نامه را می‌پذیرد که در واقع اقدامی علیه سرپرست تازه بوده یا منکر می‌شود که به لحاظ حرفه‌ای به حراج اعتبارش می‌انجامد.

اگرچه محتوای این ویژه‌نامه توسط مجموعه‌ای بیرون از سازمان تولید شده اما نافی مسئولیت روابط عمومی نیست. هماهنگی، طراحی، چاپ و توزیع این «گروسی‌نامه»، کمترین خطای حیدر جعفری بوده است.

پ.ن: به‌کارگیری عبارت گروسی‌نامه به اعتبار ارجاع و نوشتن ۱۵ باره از او با ۴ ترکیب است. «حسین گروسی»، «گروسی»، «سرپرست سازمان منطقه آزاد» و «معاون حقوقی مناطق آزاد» به ترتیب ۶، ۵، ۳ و یک‌بار در ۳ صفحه محتوای نوشتاری این ویژه‌نامه تکرار شده‌اند به همراه ۴ عکس از او!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *