مخاطره انتخاب شهردار موقت برای آبادان
شورای ششم در واپسین هفتههای عمر خود، شهر را وارد چرخه تازه آزمون و خطا نکند
آبادان در این سالها، بیش از آنکه در مسیر توسعه باشد، گرفتار بیثباتی مدیریتی و چالشهای شهری بوده است. بهتازگی و در واپسین هفتههای عمر شورای ششم، فراخوانی برای انتخاب شهردار آبادان منتشر شد. فراخوانی که ذاتاً حق انتخاب فرد اصلح را تداعی میکند اما در عمل، مستعد سوگیری و شانه خالی کردن از مسئولیت است. وقتی در مقطع کنونی، مصلحت و عقلانیت حکم به ثبات میدهد چرا شورا، مُصرانه پیمایش بیراههای را در نظر دارد که هر بار منتهی به خسران شده است؟
با ۱۱ استدلال ساده کوشیدهام یاریگر ۹ عضو شورای شهر آبادان باشم. این نوشتار بهسان دفاعیهای در ستایش ثبات و نکوهش تزلزل است و باری در نگاه اهل ایراد، شاید جانبداری از سرپرست مستقر فرض شود؛ که نگارنده چنین بنا و نیتی ندارد.
۱ – انتخاب شهردار برای شورایی که ماههای پایانی خود را میگذارند، فراتر از ترجیح یک فرد بر دیگری است. باید پرسید و بررسید آیا پیکر نیمهجان شهرداری آبادان در پی تحمل ضربههای پیاپی، تاب دوره دیگری از انتقال قدرت، وقتکشی و تغییر اولویتها را دارد؟ ماموریت امروز، پایان دادن به دورانی سراسر پر از همهی این بلاتکلیفیها باید باشد. حافظه شهر پر است از خاطرههای تلخی چون فاجعه متروپل، بازداشت و برکناری شهردار و رئیس وقت شورا، دستگیری برخی مدیران شهرداری، رقابتهای بیپایان و همه جور نابسامانی دیگر. بنابراین افزودن نام تازه به فهرست شهرداران آبادان در چنین شرایطی، معنایی جز تمدید وضعیت بیثباتی ندارد.
۲ – ظرف ۵۷ ماه، سکاندار کشتی شکسته شهرداری آبادان بارها عوض شده است. فراتر از جابهجایی افراد؛ این تغییرها هر کدام منجر به تغییر در حلقههای تصمیمگیری، اولویتبندی مجدد پروژهها و تولد وقفههای جدید گردید. افزودن نام تازه به این فهرست، تمدید همان سرگیجه مزمن محسوب میشود. آبادان دهههاست که در چرخهای ناتمام از رفتوآمد مدیران گرفتار مانده است. نیروی زنده شهر، پیوسته بهجای توسعه، صرف هماهنگی با مدیران تازهوارد میشود و درست زمانی که نگاهشان به شهر آشنا میشود، چرخه از نو میچرخد.
۳ – «محمدرضا متور» مدیری وارداتی نیست. او برخاسته از بدنه شهرداری و حاصل سه دهه تجربه در معاونتها و سازمانهای تابعه است. این یعنی شناخت انباشته از جغرافیای چندضلعی آبادان، زیرساختهای فرسوده و شبکههای رسمی و غیررسمی تصمیمسازی. در شهری که مدیران ناآشنا، هر بار بحرانی تازه آفریدهاند، انتخاب مدیری آشنا به شرایط، ضرورتی عقلانی به شمار میرود.
۴ – متور تاکنون سه دوره بهعنوان سرپرست شهرداری انتخاب شده و ۴۴۴ روز تجربه تمشیت امور در حوزه کلان مدیریت شهری دارد. این سرپرستیها با شرایطی بحرانی همراه بودهاند؛ ریزش متروپل، بحران اعتبار شهرداری، دستگیری مدیران، تنگناهای بودجهای، حوادث تلخ دیماه گذشته، مقطع پایان سال و جنگ تحمیلی اخیر. بیش از یک سال مدیریت میدانی در شرایط بحرانی مذکور، تجربهای خاص به متور بخشیده است.
همین که چرخ اداره روزمره شهر در چنین روزهای سختی هم از کار نیفتاد، محکمترین دلیل برای اعتماد به اوست. در حالی که هر مدیر نوآمده، ماهها وقت صرف بررسی سوابق میکند؛ سرپرست مستقر، مدیری در جریان امور تلقی میشود. این حجم تجربه در مقام نفر اول اجرایی شهر، بدون حاشیهسازی و وابستگی سیاسی، مزیتی است که کمتر مدیری در آبادان داشته است.
۵ – شورا با هر انگیزه که در انتشار فراخوان دارد، رویهای غلط و بدعتی تاریخی را تکرار میکند. واگذاری خِرد مشورتی به یک فراخوان رسانهای، شانه خالی کردن از مسئولیتی است که اعضا برای آن انتخاب شدهاند. اینکه انتخاب شهردار به متر و معیار رزومههای ارسالی گره بخورد، ناپسندترین شیوه در گزینش شهردار است.
خروجی محتوم این فراخوان در تنگنای زمانی شورا و با فرآیندهای زمانبر قانونی، عملاً به انتخاب شهردار موقت و چندماهه منتج خواهد شد. چنین مدیری، بیآنکه فرصت طراحی یا اجرای برنامهای جدی داشته باشد، عملاً به شهردار آزمایشی یا مدیر دوران گذار بدل میشود. وضعیتی که نه با نیازهای آبادان همخوان است و نه نشان میدهد که از بیثباتیهای قبلی، درسی گرفته شده است.
این موقعیت چند برداشت ذهنی را متصور میسازد؛ تلهای کاملاً قانونی برای دوره آتی شورا، طنز تلخ هیچانگاری مصلحت شهر یا ایجاد فضای روانی مطلوب برای صورتبندی جدید مواهب مدیریت شهری.
۶ – تجربه تأیید نشدن گزینههای شورا، هشداری جدی برای روزهای باقیمانده است. دستکم دو نوبت در همین دوره ششم، انتخابهای شورا در مراحل تطبیق و استعلام متوقف ماند. نتیجه، طولانیتر شدن بلاتکلیفی و فشار مضاعف به بدنه شهرداری بود. در مقابل، گزینهای که هماکنون سکان را به دست گرفته و عملاً تأیید نهادهای نظارتی را پشت سر گذاشته، واقعبینانه و کمهزینهتر است. اعضای شورا در گفتار بر ضرورت آرامش، کاهش حاشیهها و دوری از هیاهو و تنش تأکید دارند. در عمل اما با صدور فراخوان انتخاب شهردار به آتش رقابتهای پشت پرده و لابیهای فشرده دامن زدهاند. منافع نقشآفرینی در انتخاب شهردار؛ بازیگران گوناگون سیاسی، صنفی و اداری را به میدان رقابت و چانهزنی داخل میکند. پایان دادن به این وضعیت متناقض، جز با کنار گذاشتن فراخوان و تثبیت سرپرست فعلی ممکن نیست.
۷ – تعویق انتخابات شوراها ناخواسته فرصتی برای جبران در اختیار شورای ششم قرار داد. این زمان میتوانست صرف عمل به وعدهها تحقق نیافته شود. اما ورود به بازی انتخاب شهردار تازه، این مجال را به میدان آزمونی دیگر تبدیل میکند. رسمیت بخشیدن به مدیری که اکنون شهر را اداره میکند؛ برعکس، میتواند بهعنوان عملی در مسیر جبران در کارنامه شورا ثبت شود.
اعضای شورای شهر آبادان در ۴ سال و ۹ ماه گذشته، کارنامه قابل دفاعی نداشتهاند. بهتر نیست ایشان بهجای شیوههای آزموده شده، از راه خطایی که اصرار بر پیمایش آن دارند بازگشته و به جبران مافات بپردازند.
۸ – سالهاست که در شهرداری آبادان، سرپرستان زحمت تمشیت امور در روزهای بحران را به دوش میکشند، اما شهردار از بیرون سازمان تحمیل میشود. تکرار این چرخه پیامی تلخ دارد: «سقف ارتقای مدیران شهرداری، در حد سرپرستی است!» اگر مدیری که از بدنه برخاسته، سه دوره بار شهر را در سختترین مقاطع کشیده و شایسته شهردار شدن تشخیص داده نشود، این پیام نهادینه میشود که مسیر رشد درونسازمانی، شعاری بیش نیست. انتخاب متور میتواند این معادله را بر هم زده و کورسوی امیدی برای نیروهای جوانتر و مدیران شهرداری باشد. کاش برخلاف همیشه که با واگرایی، عرصه را برای ورود مدیران بیگانه باز کردند، اینبار نیروهای تاثیرگذار شهرداری، همگراتر شده و سهم خود را برای یکبار هم که شده از چنگ قدرت مداخلهگر بستانند.
۹ – تمرکز کشور بر مدیریت شرایط جنگی و حفظ وحدت است. در چنین شرایطی، شورای شهر در آبادان بهجای همدلی و اعتماد به سرپرست مستقر، بنای انتخاب شهردار جدید را دارد. در حکمرانی شهری، این اصل ناگفته کمابیش پذیرفته شده است: شورایی که به پایان راه نزدیک میشود نباید برای شورای آینده، شهردار انتخاب کند. مدیری که میخواهد برنامهای بلندمدت داشته باشد، بهتر آن است برگزیده شورایی باشد که برای چهار سال پاسخگوی رأی مردم هستند. اعضای شورا کافی است بر واقعیت اصلی درنگ کنند؛ آنکه فردی را بر مسند شهرداری میگمارند که معلوم نیست شورای هفتم با انتخاب مجدد او موافق باشد! خود اعضای شورای ششم در نخستین جلسه رسمیشان، شهردار منتخب دوره قبل را برکنار کردند. به این سیاق، چرا باید شورای آینده به منتخب شورای کنونی وفادار بماند؟ بهترین نقش برای شورای ششم در این ماههای پایانی، تحویل مدیریت باثبات شهری به شورای هفتم است. انتخابی که به مدیریت گذار کمریسک و پلی در پیوند دو دوره شورا میماند.
۱۰ – بههیچوجه در پی قهرمانسازی یک مدیر شهری نیستم. ادعا نمیکنم که سرپرست کنونی بهترین گزینه ممکن است بلکه او را گزینه درخور این روزهای مدیریت شهر میدانم. به ساده سخن اینکه در شرایط فعلی و با توجه به محدودیت زمانی، مخاطره بیثباتی، زخمهای باز شهر و تعویق انتخابات، یگانه گزینه معقول فراروی اعضای شورا خود متور است. تجربه نشان داده که هیچ مدیری بیخطا عمل نکرده است. بد نیست یکبار چنین فرصت کلانی به مدیران بدنه شهرداری آبادان داده شود تا محکی جدی برای ظرفیت انسانی درونزای این مجموعه باشد. دستکم سرپرست کنونی را میتوان گزینهای مطمئن و قابل اتکا برای این برهه آبادان دانست.
۱۱ – آبادان هزینههای کمرشکنی بابت بیثباتی مدیریتی و انتخابهای شتابزده پرداخته است. گاهی خردمندانهترین تصمیم، تغییر ندادن و مهار چرخه تغییر است. شورا با برگزیدن سرپرست شهرداری بهعنوان شهردار آبادان میتواند دریچهای برای تنفسی کوتاه در مدیریت شهری بگشاید. این تصمیم نه دردهای مزمن آبادان را درمان میکند و نه نسخه نجاتبخش است. تنها و شاید برای مدتی از باز و بسته شدن درهای جابجایی مدیریت پیشگیری کند، بلکه راهیافتگان به شورای بعد، کلید شهر را با فراغ بال در دست فرد مطلوب خود گذارند.

حسین دلیر















دیدگاهتان را بنویسید