شعر و زبان عربی دو ملکه که عرب به آن افتخار میکند
مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز ۱۸ دسامبر سال ۱۹۷۳ با تصویب قطعنامهای زبان عربی را بهعنوان یکی از زبانهای رسمی سازمان ملل متحد انتخاب کرد. با این قطعنامه زبان عربی به همراه زبانهای انگلیسی، فرانسوی، روسی، چینی و اسپانیانی زبانهای رسمی سازمان ملل متحد شد. پس از آن یونسکو -سازمان فرهنگی ملل متحد- در سال ۲۰۰۳ طی تصویب نامهای روز ۱۸ دسامبر هر سال را روز جهانی زبان عربی اعلام کرد.
در حال حاضر زبان عربی، زبان رسمی ۲۲ کشور جهان است و بیش از چهارصد و هفتاد میلیون نفر با آن سخن میگویند. ضمن اینکه زبان دین بیش از دو میلیارد نفر است. اما آنچه در این خصوص قابل تأمل بوده و شایسته است درباره آن سخن گفت؛ توانایی، غنا و وسعت این زبان است که مایهی حیرت و شگفتی زبانشناسان و پژوهشگران شده است.
عرب دو ملکه دارد که به آن افتخار میکند، یکی شعر عربی و دیگری زبان عربی است. در خصوص شعر و حتی در خصوص زبان عربی در کتاب در دست تألیف خود بیشتر خواهم نوشت، اما درباره زبان عربی سخن ایرانشناس معروف «ادوارد براون» را ذکر میکنم که در کتاب تاریخ ادبیات ایران این افتخار عرب به «زبان پرافتخار خود» را بحق میداند (ص ۲۰).
دانشمند نامآور ایرانی، «ابوریحان بیرونی» آنچنان عشق و علاقهای به این زبان داشت که دشنام به زبان عربی را بر تحسین و تمجید به زبان دیگر ترجیح میداد (الصیدنه فیالظب، ص ۱۶۹). علامه «محمد قزوینی» یکی از شیفتگان زبان عربی بود. او از قاسم غنی میپرسد: این ثروت کلمات را از کجا آورده است و خود جواب میدهد که حتما به خاطر تسلطی است که غنی به زبان عربی دارد، چون کسی که عربی میداند، زبانش مثل بلبل باز میشود (یادداشت های قاسم غنی، ص۹).
حسن تقیزاده، زبان عربی را این چنین توصیف میکند: عربی یکی از غنیترین و پرمایهترین و عالیترین زبانهای دنیاست و اقیانوس بیکرانی است که به واسطه آنکه قبل از تدوین نهایی آن از لغات قبایل کثیره عرب جمعآوری شده، بسیار وسعت دارد (لزوم حفظ فارسی فصیح، ص ۲۸). محمد معین، زبان عربی را زبانی بسیار غنی، پرمایه و وسیع میداند (مزدیسنا و ادب پارسی، ص ۱۶).
این از بزرگان علم و ادب پارسی، اما ببینیم زبانشناسان و پژوهشگران غربی که شهرت جهانی دارند و آرای آنها مورد قبول محافل علمی و آکادمی است در این خصوص چه گفتهاند. «فوأد سزگین» محقق علوم اسلامی و مستشرق معروف ترک و استاد دانشگاه گوته فرانکفورت که در سال ۲۰۱۸ دارفانی را وداع گفت، چنین آورده است: افراد زیادی درباره توانمندی و غنا و شیوایی زبان عربی سخن گفتهاند؛ ارنست رنان، لوئیس ماسینون، گوستاو جرونیلوم، آلفرد گیوم، ژرز میلیه، یوهان فاک، دیوید ساموئل مارگولیوث، کارلو فالینو، روژه بلاشیر، جورج سارتون (زبان شناس بلژیکی)، ژاک بیرک، گوستاو فریتاج، زیگموند هونکه، کارل بروکلمان، جون ج. میلیه، عبدالکریم ژرمانوس (مستشرق مجاری)، اما از همه جالبتر اظهارنظر زبان شناس، پژوهشگر، مورخ نامدار آلمانی «تئودور نولدکه» برای من حائز اهمیت است، چون او در زبانهای سامی تخصص داشت و مورخ منصف و دقیقی است.
نولدکه میگوید: انسان به هنگامی که غنا و فراوانی واژگان زبان عربی را مشاهده میکند، از کثرت واژگان دچار شگفتی میشود و به هنگامی که بداند روابط زندگی نزد عرب بسیار ساده است، اما در اندرون این دایره بر فرقهای دقیق معانی واژگان در یک کلمه عنایت دارند، بیشتر شگفت زده میشود (تاریخ نگارشهای عربی، ص ۹۸).
گوستاو لوبون مینویسد: در اینکه زبان عرب در چه زمانی به وضع کنونی رسیده و نشو و نما یافته، اطلاعی در دست نیست، ولی از اشعاری که یک قرن قبل از ظهور پیغمبر اسلام در دست است معلوم میشود که زبان عرب در آن زمان به درجه کمال فعلی آن رسیده بود (تمدن اسلام و عرب، ص۵۴۷). او در ادامه میافزاید زبان عرب از زبانهایی است که میان اجزای آن نهایت درجه نظم و ترتیب برقرار است.
نگارنده به عنوان فرهنگنویس سخنان زیادی در این خصوص دارد، به ویژه هنگامی که برای یافتن معادل فارسی یک کلمه عربی با کمبود واژگان مواجه میشده و در برخی موارد یا معادل فارسی وجود ندارد یا اگر وجود داشته باشد معنی دقیق و معادل دقیق کلمه عربی نیست. این ویژگی را «فنگوستاو گرونیام» به بهترین وجه بیان داشته است. او در مقام مقایسه زبان عربی با زبان یونانی برآمده و مینویسد: آنجا که زبان یونانی برای نمایاندن چندین چیز جز یک لغت ندارد، زبان عربی برای یک شیء دارای چندین لغت است و وقتی که زبانی به عربی ترجمه شود، زیباتر میشود (اسلام در قرون وسطی، ص ۳۷).
زبان عربی برای حالتها، احساسها و کردارهای مختلف، واژگان مشخص و معینی دارد، حال آنکه بسیاری از زبانهای زنده دنیا فاقد این ظرافت و برشهای دقیق معنایی هستند. به قول کارل بروکلمن این زبان با همه واقعگرایی از چنان شور و شراری برافروخته است که آن را قادر میسازد ظریفترین احساسهای عشقی و نیرومندترین احساسهای غرور و مردانگی را به بیان آورد (شعر عرب در عهد جاهلی، ص۸۱). برای اینکه به عمق و فحوای این سخن بروکلمن و سخن نگارنده پی ببریم بهعنوان نمونه واژههای عربی درباره حالتهای مختلف «خواب» را ذکر میکنیم و برای غنای سخن خویش از قرآن کریم مدد میگیریم و برای هر واژه از قرآن مثال میآوریم:
عرب مقدمه خواب و پیش از چرت زدن را «سنه» گوید (لا تأخده سنه و لا نوم).
ابتدا و آغاز خواب را «نعاس» گوید (إذ یغشیکم النعاس أمنه منه).
خواب منقطع را «هجوع» گوید (کانوا قلیلا من اللیل ما یهجون).
خواب طولانی را «رقود» گوید (وتحسبهم ایقاظاً وهم رقود).
خواب طی روز را «قیلوله» گوید (أو هم قائلون).
بیجهت نیست که سه پژوهشگر غربی، سخن «إبن جنی» دانشمند قرن چهارم درباره زبان عربی را بیش از سایر سخنان پسندیدهاند و آن را در کتاب خود آوردهاند.
إبن جنی میگوید: هرچه بیشتر به این زبان متبارک، لطیف و ظریف میاندیشم، بیشتر از پیش جلوههایی از خرد، ظرافت و لطافت را در آن مییابم. جی بوآس،ج- بی گی یام، و دی- ای کولوگیلی در ادامه مینویسند: همه این نظرات موجب تقویت این اندیشه در إبن جنی میشود که این زبان باید الهامی الهی باشد (دیرینه زبانشناسی عربی، ص ۳۹).
پایانبخش این گفتار، بیت استاد سخن، بزرگترین شاعر پارسیگوی حافظ است که زبان عربی را هنر میداند و میگوید:
اگرچه عرض هنر پیش یار بیادبی است / زبان خموش و لکن دهان پر از عربی است
منبع: عصر ایران
* نویسنده، پژوهشگر و فرهنگنویس اهل آبادان















دیدگاهتان را بنویسید