شاخص سلامت، گران ارتقا مییابد
توجه و اهمیتبخشی به حوزه بهداشت و درمان از سوی برنامهریزان و اندیشمندان توسعه؛ بهعنوان بنیان و شاخصی برای دستیابی به پیشرفت در نظر گرفته میشود. پس از «امنیت»؛ تامین، حفظ و ارتقای «سلامت»، ارزشمندترین وظیفه دولت در مواجهه با ملت است. از همین نظر بایسته است بخش قابلتوجهی از بودجه و اعتبار؛ بدین منظور تخصیص یابد. ماموریتی فرابخشی که چگونگی تحقق آن بستگی به کارکرد دانشگاههای علوم پزشکی در سراسر کشور دارد.
یکشنبه ۷ اسفند؛ هیئترئیسه دانشگاه علوم پزشکی آبادان، میزبان نمایندگان رسانههای محدوده خود بود. برای ارائه گزارش عملکرد یکساله و البته بیشتر با تمرکز بر تشریح پروژههای عمرانی؛ از این نظر که دو سوم زمان فشردهی جلسه، به شرح پروژهها و عملکردهای عمرانی اختصاص یافت. در قالب ارائههای شفاهی و پراکنده توسط معاونتهای گوناگون این دانشگاه.
انتظار از دانشگاه علوم پزشکی آبادان در حوزه سلامت به دو سبب بالاست. بهدلیل ارتقای جایگاه سازمانی از دانشکده به دانشگاه و همچنین قرارگیری در گسترهی منطقه آزاد اروند با همهی بلاتکلیفی حاکمیتی. ارجمندی این جستارها و نشست خبری واپسین؛ بهانههایی شدند برای درنگ بر مسئلههای مهم بهداشت و درمان در جغرافیای فعالیت این دانشگاه علوم پزشکی. دراینباره یادکرد هفت نکته شاید بهفایده باشد:
۱- مناسبت اول این نشست میتواند پیوسته با ارائه گزارش عملکرد یکساله مدیر تازه دانشگاه علوم پزشکی آبادان باشد. اگرچه چهار روز زودتر از سالروز انتصاب! یازدهم اسفند سال گذشته؛ «سید محمد محمدی» از سوی وزیر بهداشت بهعنوان سرپرست دانشگاه علوم پزشکی آبادان منصوب شد. جایگزین «شکرالله سلمانزاده» که از مهر ۹۷ عهدهدار مسئولیت این مجموعهی تخصصی بود.
دیگر مناسبت اما؛ گذشت ۲۰۲ روز از تاریخ ابلاغ حکم ریاست دکتر محمدی است. او که پیشتر عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز بوده، اکنون در مرحلهای است که میتوان بر یک سال عملکرد مدیریتیاش درنگ کرد.
قرارگیری این نشست خبری در هر دو موقعیت زمانی -۲۰۰ روزگی ریاست و یکسالگی انتصاب بهعنوان سرپرست- یکی را مقارن با روز جمعه ۵ اسفند و دیگری را به پنجشنبه ۱۱ اسفند موکول میکرد. پرهیز برخی مدیران از نشست و برخاست در روزهای تعطیل؛ بسته و وابسته به محل سکونت خانوادههای آنهاست. از این نظر که در روز تعطیل، ترجیحشان بر حضور در شهر و سکونتگاه شخصی، بیش از محل ماموریت و مسئولیت است! اگرچه فراغت بیشتر در روزهای تعطیل؛ مجال بهتری برای گفتوگوی عمیق با رسانهها فراهم میآورد.
این بازهها و مناسبتها البته بیشتر پیشنهاد و تمهید بهحساب میآیند برای پرکشش کردن یک رویداد! بهشرط آنکه دیگر ابزارها و گزارههای مؤثر در جذابیت آن رویداد تدارک دیده شوند.
۲- چنانکه در دیباچه نوشته شد؛ بیشتر زمان این نشست به گزارشهای معاونتها و ریاست دانشگاه علوم پزشکی اختصاص یافت. اصرار بر محدود بودن سقف زمانی نشست؛ امکان گفتوگوی طولانیتر و دوطرفه را از رسانهها سلب کرد. همهی آمارها و دادههای خام عملکردی، میتوانست بهجای ارائه شفاهی در قالب نسخهای مکتوب در اختیار خبرنگاران قرار گیرد. اینگونه، زمان کافی برای گفتوگو با متولیان بهداشت و درمان فراهم میگشت.
ویژهتر آنکه حضور افراد کاردان و نخبهی رسانهای در روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی آبادان؛ موجب افزایش توقع ما دراینباره میشود. رویکرد گزارشدهی شفاهی توسط مدیران با توجه به عدم تسلط آنها به دانش رسانه و ناآشنایی با ارزشهای خبری؛ موجب هدررفت زمان در چنین رویدادهای مهمی میشود. آن اهمیت و اعتباری که شخص مدیر برای پروژه یا عملکرد خویش قائل است، شاید از نظر رسانه؛ فاقد ارزش کافی برای تأمل و صرف زمان باشد. اندک حُسن گزارشهای مکتوب؛ متمرکز شدن بر دغدغهها و مسئلههای اصلیتر و دریافت اطلاعات پردازششده بهجای دادههای خام است.
وعدهی طرح مصاحبه اختصاصی در مجالی دیگر؛ البته هوشمندی و فراست رئیس روابط عمومی دانشگاه در واپسین زمان این نشست بود تا برخی اهالی رسانه؛ امیدوار به طرح پرسشهای مهم مغفول مانده در آتیه باشند.
۳- به عدم تمایل پزشکان و کادر درمان برای ماندگاری در شهرهای زیرپوشش دانشگاه علوم پزشکی آبادان اشارهای چندباره شد. اینکه شهرستانهای آبادان، خرمشهر و شادگان، جاذبهی حضور طولانیمدت برای کادر درمان ندارند و دغدغهی همیشگی مسئولان دانشگاه نحوهی پاسخگویی به تقاضاهای انتقالی این افراد پس از یک سال خدمت است. اولویت بر انتقال به دانشگاهی دیگر و اگر نشد دستکم بهجای شادگان و خرمشهر به ادامهی فعالیت در مراکز درمانی آبادان!
معتقد به حل چالشهای فرهنگی و اجتماعی در کوتاهمدت نیستم و نمیخواهم نسخهای انتزاعی ارائه دهم اما تصور میکنم برای ماندگاری و تعلق افراد به مکان فعالیت؛ به مشوقهایی متمایز در موقعیتهایی متفاوت نیاز است. همچون رویکردی که یک سده پیش توسط مهاجران انگلیسی در نواحی نفتی این سرزمین به کار گرفته شد. محلهها و شهرکهای اقماری پر برخوردار با جاذبههای فراوان فرهنگی، ورزشی و اقتصادی که رنج ماندن در شرایط اقلیمی و فرهنگی متفاوت را در افراد قابلتحمل و بهصرفه سازد. این ایده میتواند بهعنوان نمونهای پیشتر آزموده شده برای افزایش مانایی متخصصان و نخبگان در شهرهای ما مورد توجه قرار گیرد.
عجالتاً در این زمینه میتوان از ظرفیت شرکتهای پالایش نفت و پتروشیمی آبادان و سازمان منطقه آزاد اروند بهرههای فراوان برد. افزون بر این مسئلهی حساس، در یک سال اخیر تقاضای گواهی گوداستندینگ (گواهی حُسن انجام کار) برای مهاجرت کادر درمان –پزشکان و پرستاران- در استانهایی چون خوزستان افزایشی چشمگیر داشته است. ارائهی شفاف این آمار در جغرافیای فعالیت دانشگاه علوم پزشکی آبادان؛ میتواند تلنگری به دیگر بخشها و مدیران وارد ساخته تا به همگرایی بیشتر آنان با حوزه راهبردی سلامت بینجامد. توسعه و خروج از بنبست منطقهای بدون توجه به ماندگاری کارکنان حوزه سلامت و درمان در منطقه امکانپذیر نخواهد بود.
۴- خوشبختانه شاخصها و وضعیت حوزه سلامت در محدوده دانشگاه علوم پزشکی آبادان با گذشتهی حتی بسیار نزدیک قابل قیاس نیست. نیاز به آمارخوانی نبوده و از تجربهی شخصی میتوان بهبود شرایط را دریافت. با همهی اینها نباید تنها بهصرف پروژههای عمرانی و تجهیز برخی مراکز درمانی؛ از پیگیری دیگر شاخصها و چالشها غافل شد.
در میان گزارشهای بیشتر عمرانی مورد اشاره؛ به سرانه و آمارهای سلامت در سه شهرستان تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی آبادان کمتر پرداخته شد. برخلاف نشستهای پیشین و به روزگار مسئولیت دکتر سلمانزاده و دکتر آموزنده که چنین فکتهایی بهوفور ارائه شدند. با اشاره و نقد آشکار به نقش دیگر دستگاهها در چالشهای موجود بهداشت و سلامت عمومی!
برای هر منطقه بر اساس جمعیت آن، قوانین و سرانههایی در تخصص امکانات و زیرساختهای سلامت وجود دارد. به این دلیل که مطلوبیت دسترسی مردم به امکانات بهداشت و درمان را نشان دهد. مثلاً برای هر هزار نفر یک خانه بهداشت؛ هر ۱۲ هزار نفر یک پایگاه بهداشت و هر ۲۵ تا ۵۰ هزار نفر نیز یک مرکز جامع سلامت در نظر گرفته میشود.
زیرساختهای سلامت در سه شهرستان زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی آبادان نشان میدهد در برخی زمینهها؛ امکاناتی پایینتر از استاندارد و در برخی دیگر نزدیک به استاندارد و حتی شرایط نسبتاً مطلوبی وجود دارد. اگرچه کمبود پزشک متخصص و فوق تخصص؛ پرستار حرفهای و امکانات تخصصی بیش از همه مؤثر بر عملکرد کلی حوزه سلامت در آبادان، خرمشهر و شادگان است.
۵- با همهی کوششهای صورت گرفته در چند سال اخیر؛ شاخص سلامت در منطقه رضایتبخش نیست. به دلایل مختلفی از جمله وجود ریزگردها؛ کیفیت نامطلوب آب؛ پسزدگی فاضلاب؛ معضل آبهای سطحی؛ پسماندهای شهری؛ سرازیر شدن پسابهای شهری و صنعتی به رودخانهها؛ تهدید سگهای ولگرد و حیوانات بیصاحب و…
چالشهایی که تهدید همیشگی سلامت این ۶۰۰ هزار نفر انسان ساکن در محدوده دانشگاه علوم پزشکی آبادان به شمار رفته و البته بیشتر متوجه مردم آبادان و خرمشهر است. حل معضل فرامنطقهای ریزگردها از عهدهی نهادهای شهری خارج است. همچون ناممکن بودن جابجایی صنایع بزرگی چون پالایشگاه و پتروشیمی. اگرچه طرحهای توسعهای شرکت پالایش نفت آبادان در سالهای اخیر، خطایی راهبردی از نظر سلامت و محیطزیست بهحساب میآمد.
برای پیشگیری از اپیدمی آسم و بیمارهای تنفسی بنا به موقعیت اقلیمی و حضور صنایع آلاینده؛ در کوتاهمدت نمیتوان کاری در پیش گرفت. جز همین چند چالش اساسی که رفع آنها ناممکن مینماید، کوششهایی را میتوان به کار بست که بیشتر متمرکز بر مسئولیتهای شهرداریها و مدیریتهای آب و فاضلاب به شمار میروند.
همگرایی نهادها و پرهیز از بخشینگری و عمل کارشناسانه؛ امیدواری و شانس غلبه بر چالشهای سلامت در منطقه را افزایش میدهد. بدون اینها و با اصرار بر مقصر جلوه دادن دیگری؛ هیچیک از دردهای مزمن سلامتپایه در شهرستانهای زیرپوشش دانشگاه علوم پزشکی آبادان معالجه نخواهند گشت!
۶- در گزارش مدیران دانشگاه علوم پزشکی به اجرای ۷۲ طرح بهداشتی و درمانی اشاره شد. در شرایطی که افزایش نرخ تورم و افسارگسیختگی بهای ارزهای خارجی بر اجرای پروژههای حوزه سلامت تاثیرگذار است؛ اجرای این تعداد طرح استحقاق تشویق دارد.
اگرچه در سالهای اخیر با حمایتهای وزارت بهداشت و درمان؛ سازمان منطقه آزاد اروند؛ خیرین حوزه سلامت؛ وزارت نفت و حتی بنیاد مستضعفان؛ طرحهای توسعه و تجهیز بیمارستانهای محدوده، به بهبودی شاخصهای سلامت انجامیده اما همچنان با وضع مطلوب و رضایتبخش فاصله داریم.
شهرستانهای خرمشهر و شادگان هرکدام تنها یک بیمارستان دارند و از نظر سرانه با توجه به جمعیت حدود ۳۰۰ هزار نفری آنها، آمار نامطلوبی است. ساخت و تجهیز یک بیمارستان در این شرایط اقتصادی؛ بیش از یکهزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد. چنین بودجهای قطعاً به ردیفها و منابعی ملی متکی است و نمیتوان با درآمدها و بودجههای منطقه؛ آنها را محقق کرد. صرفنظر از بودجه احداث و تجهیز بیمارستان؛ هزینههای نگهداری مکان، استهلاک تجهیزات و دستمزد پزشکان و کادر درمان، چالشهای همیشگی مدیریت و اقتصاد در حوزه سلامت بهحساب میآیند.
جهش و تحول در حوزهی سلامت با تخصیص قطرهچکانی منابع وزارتخانهای قابل دسترس نخواهد بود. به دلیل ضعفهای عمومی کشور در زمینهی اقتصاد و سرمایهگریزی پروژهها؛ صرف هزینه در حوزهی سلامت به همراهی همهی بخشها و افراد نیازمند است.
۷- سه شهرستان آبادان، خرمشهر و شادگان؛ محدودههای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی آبادان هستند. از جمع رسانهها و خبرنگاران این محدوده؛ برخی نمایندگان افکار عمومی آبادان و خرمشهر در نشست اخیر حضور داشتند و همچون همیشه، فعالان رسانهای شادگان غایب چنین رویدادهایی بودند. اگر شادگان برخوردار از رسانه و فعال رسانهای است و به نشستها دعوت نمیشوند که باید بهنقد رویکرد دعوتکنندگان پرداخت. وانگهی نبود رسانه و خبرنگار در شادگان؛ میتواند تلنگری باشد به حوزه فرابخشی فرهنگ و رسانه در این منطقه که چرا همواره از نظر رسانهای در مضیقه و تنگنا به سر میبرد. در جایی که میتوان به اتکای رسانه و روزنامهنگاری؛ بر چالشهای اجتماعی و فرهنگی چیره گشت؛ شائبهی بیرسانگی شادگان با هیچ توضیحی پذیرفتنی نیست!
حسین دلیر















دیدگاهتان را بنویسید