حرافی بس است آقای خانزادی! مردم اروند عمل میخواهند، نه شعار
مدیرعامل منطقه آزاد اروند در تازهترین سخنان خود بار دیگر با ژستی شعاری و معلممآبانه مدعی شد که در گذشته هزینههای زیادی صرف شده اما تغییری در زندگی مردم ایجاد نشده است!
اما پرسش ساده و صریح مردم آبادان و خرمشهر از او این است: شما در این چهار ماه چه تغییری ایجاد کردهاید؟
چهار ماه مدیریت؛ پر از حرف و خالی از عمل
خانزادی از هفتههای اول حضورش در منطقه آزاد، پشت تریبونها رفت، سخنرانی کرد، شعار داد، از «پژوهش» و «آسیبشناسی» گفت و مدام بر طبل «اتلاف منابع در گذشته» کوبید.
اما کارنامه همین چند ماه کوتاه او نشان میدهد که:
- انتصاباتی پرحاشیه داشته و برخی همکارانش سابقههای نه چندان جالبی دارند و ده ها نفر نیز بعنوان مشاور منصوب کرده است.
- هزینههای گزاف تشریفات و تبلیغات به دوش بیتالمال افتاده است.
- پروژههای اصلی همچنان بلاتکلیف مانده و مردم هیچ تغییر ملموسی ندیدهاند.
واقعیت این است که جامعه آبادان و خرمشهر سالهاست وعده شنیده، اما آنچه دیده بیکاری جوانان، رکود سرمایهگذاری و فقدان رفاه عمومی بوده است. حالا هم آقای خانزادی آمده تا همان مسیر را با همان شعارهای تکراری ادامه دهد.
اما باید به صراحت گفت: دوره شعار تمام شده است. مردم نتیجه میخواهند، نه حرف قشنگ.
اما جناب خانزادی!
- برنامه عملی شما برای ایجاد اشتغال چیست؟
- چه طرح مشخصی برای جذب سرمایهگذاری در منطقه آزاد دارید؟
- در برابر حیفومیل منابع و بیتالمال در مجموعه خودتان چه کردهاید؟
- چرا هنوز هیچ خروجی ملموس از مدیریت شما دیده نمیشود؟
تا وقتی پاسخی برای این پرسشها وجود ندارد، هر سخنرانی تازه، چیزی جز فرار رو به جلو نیست.
کلام آخر اینکه
آقای خانزادی! مردم آبادان و خرمشهر دیگر فریب بازیهای تبلیغاتی و سخنان پرطمطراق را نمیخورند. آنها مدیر عملگرا میخواهند، نه خطیب شعارگو (که به اندازه کافی در آبادان و خرمشهر موجود است).
اگر توانایی تغییر واقعی را ندارید، دستکم سکوت کنید و بیش از این وقت و سرمایه اجتماعی مردم اروند را به بازی نگیرید چرا که مردم منطقه آزاد اروند خوب میدانند: آنچه امروز زندگیشان را زمینگیر کرده، همین مدیرانی هستند که با شعار «جلوگیری از اتلاف منابع» میآیند و خودشان بزرگترین اتلافگران منابع میشوند!
مقایسه با مدیریت قبلی
مدیریت قبلی منطقه آزاد اروند، با همه نقدهایی که به آن وارد بود، دستکم کمتر حرف میزد و بیشتر عمل میکرد. بسیاری از پروژههای عمرانی، اقتصادی و حتی اجتماعی در همان دوره کلید خورد یا به سرانجام رسید.
امروز اما مدیریت فعلی در بهترین حالت، تبدیل به یک ماشین تولید مصاحبه و سخنرانی شده است؛ بدون آنکه مردم خروجی و نتیجهای در زندگی خود ببینند!















دیدگاهتان را بنویسید