مـرورگر

بازپرس و کوک چهارم

در جشنواره فجر امسال به تماشای فیلم «علفزار» نشستم که گویا فیلمنامه آن براساس پرونده‌های واقعی نوشته شده است. کاظم دانشی در نخستین تجربه فیلم بلند سینمایی تلاش کرده چند موضوع داغ و مبتلابه اجتماعی را با محوریت کاراکتر یک «بازپرس» روایت کند.
اشتراک گذاری
21 بهمن 1400
نویسنده : محمود تیلا
منبع : سلام آبادان

در جشنواره فجر امسال به تماشای فیلم «علفزار» نشستم که گویا فیلمنامه آن براساس پرونده‌های واقعی نوشته شده است.

کاظم دانشی در نخستین تجربه فیلم بلند سینمایی تلاش کرده چند موضوع داغ و مبتلابه اجتماعی را با محوریت کاراکتر یک «بازپرس» روایت کند.

«علفزار» روایتگر چالش‌های یک‌روزه قاضی میانسالی است که نهایت تلاش خود را می‌کند در مواجهه با پرونده‌های مراجعه‌کنندگان، عدالت و قانون را رعایت کند که در این راستا درباره یکی از پرونده‌ها با چالش بزرگ سفارش یکی از مقامات مواجه و فشارهای بسیاری را متحمل می‌شود.

این فیلم یکی از معدود آثار در سینمای ماست که روایتگر چالش‌های واقعی و مملوس یک قاضی دادگاه است و به جرأت می‌توان گفت مخاطبان سینما تا قبل از تماشای آن هیچگاه به این اندازه به شخصیت یک قاضی دادگستری نزدیک نشده بودند.

یکی از نکات مثبت فیلم این است که بخشی از سختی‌های کار یک قاضی و بازپرس را نشان می‌دهد؛ هم از نظر پرونده‌ای و هم از نظر برخورد با متهمین و فضایی که در دادگاه‌ها حاکم است. در فیلم شاهد یک فشار بیرونی هستیم که در بسیاری از پرونده‌ها به روی قاضی وجود دارد و از این نظر این فیلم توانسته سختی‌های این کار را برای مخاطب ملموس کند و برای نخستین‌بار نقد محکمی از نفوذ در دستگاه قضا مطرح می‌شود!

بهرام رادان تهیه کننده این فیلم گفته «جامعه به ساخت فیلم‌های اینچنینی نیاز دارد… اعتقاد دارم ساخته شدن فیلم‌های اینچنینی در پیشگیری از وقوع جرم مهم است.»

***

سال ۱۳۹۴ با شکایت یک عضو شورای شهر چهارم، بابت نقدهای منتشره در رسانه‌ها به دادسرا احضار شدم. بازپرس پرونده رفتاری غیرمعمول با من داشت. ابتدا از پشت میزش بلند شد و روبروی من نشست و با ریختن چای، مرا به یک گفت و گوی دو نفره دعوت کرد. از موضوعات روز جامعه گرفته تا دلایل بروز معضلات عدیده اجتماعی آبادان و آسیب شناسی آن و خلاصه گپ و گفتی دوستانه که حدود یک ساعت به درازا کشید.

بین بازپرس و من متهم فضایی حاکم شد که ناباورانه به پایان این ماجرا فکر می‌کردم. در پایان صادقانه بهم گفت: «دیروز و حتی امروز صبح چند تماس داشته‌ام از سوی برخی مسئولین، که با تأکید از من خواستند برای ۲۴ ساعت هم که شده موقتاً بفرستمت زندان تا روی‌ت کم شود! می‌گفتن خیلی پررو تشریف داری! تصمیم گرفتم باهات رودررو صحبت کنم تا خودم شخصیتت را بشناسم…». و پرونده را جلوی چشم خودم مختومه کرد.

***

«بازپرس شعبه قضایی» چه «امیرحسین بشارتی» در فیلم بازپرس باشد چه یک انسان با وجدان در دادسرای آبادان؛ بین قانون، شرع، عرف، اخلاق، فشارها و… بدون شک او که صراط مستقیم را در هیاهوی روزمرگی‌ها پیدا می‌کند مصداق حکایت “کوک چهارم” آن کفاش دو دل را دارد که میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعده‌ی توافق، پیروز شده است. دنیا پر از فرصت کوک چهارم است، و ما کفاش‌های دو دل…!

برایتان دعا می‌کنم که در این دنیای فانی همیشه و هر لحظه با نگاه‌تان، با کلام‌تان، و با قدم‌هایتان با مهرورزی و از سر وجدان کوک چهارم را برای دیگران بزنید، شما هم دعا کنید که همگی کوک چهارم را بزنیم … دنیایی سراسر خیر و نیکی خواهیم داشت اگر با هم مهربان باشیم.

کانال سلام آبادان در واتساپ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *