مـرورگر
آیین‌های کهن ما را به هم‌دلی فرا می‌خوانند

یلدا؛ بیانیه تاب‌آوری و ماندگاری ایرانیان

کهن‌آیینی که ریشه در اسطوره‌های ایرانی دارد، امروز بیش از هر زمان می‌تواند به الگویی برای بازخوانی هویت جمعی و تقویت همبستگی ملی بدل شود. در تاریخ کهن سرزمین ما، آیین‌ها اگرچه جامه‌ای اساطیری بر تن دارند، اما حامل ایده‌هایی فرامتنی در ستایش با هم بودن، اتحاد، میهن‌دوستی و نیکی هستند. یادآوری و پاسداشت این مناسبت‌ها، پیوندهای فکری و معرفتی جامعه ایرانی را در برابر تندبادهای هویت‌زدا، تقویت کرده و عمق می‌بخشد.
اشتراک گذاری
29 آذر 1404
نویسنده : حسین دلیر

«یلدا» را به‌پاس دیرپایی این شب گرامی می‌داریم؛ اما در ژرفای خود، حقیقتی فراتر از رخدادی تقویمی و پدیده‌ای نجومی نهفته دارد. یلدا، تجلی خِرَد جمعی تمدنی است که آموخته، «تاریکی» را نه با ستیز که با «دورهم‌نشینی» به‌مثابه کنش جمعی و «هم‌دلی» با تکیه بر فضیلت گفت‌وگو معنا کند. یلدا، همچون دیگر آیین‌های سرزمینمان، بهانه‌ای در خدمت تقدس تکلم و تجمع بوده است. چه آنکه فرهنگ تاریخی مفاهمه و مذاکره را وجه تمایز ایرانیان با دیگران دانسته‌اند.

کهن‌آیینی که ریشه در اسطوره‌های ایرانی دارد، امروز بیش از هر زمان می‌تواند به الگویی برای بازخوانی هویت جمعی و تقویت همبستگی ملی بدل شود. در تاریخ کهن سرزمین ما، آیین‌ها اگرچه جامه‌ای اساطیری بر تن دارند، اما حامل ایده‌هایی فرامتنی در ستایش با هم بودن، اتحاد، میهن‌دوستی و نیکی هستند. یادآوری و پاسداشت این مناسبت‌ها، پیوندهای فکری و معرفتی جامعه ایرانی را در برابر تندبادهای هویت‌زدا، تقویت کرده و عمق می‌بخشد.

یلدا، روایت غلبه بر ننه سرمای درون و وجود هرکداممان است؛ نیروی ایستایی که در جان‌های خسته از روزمرگی، لانه می‌گزیند. نیاکان ما در مواجهه با بلندترین شب، به‌جای فروخفتن در هراس، با افروختن آتش به انتظار نشستند؛ نه با انفعال برای پایان تاریکی که با پیوند زدن رشته «امید» به بلندای «اراده». اگر تاب‌آوری را توانایی غریزی برای مهار بی‌تعادلی و بازگشت به توازن بدانیم، یلدا گفتمانی عینی در شرح تاب‌آوری ایران است. این شب به ما می‌آموزاند که چگونه با همراهی و همدلی بر دشواری‌ها چیره گردیم و از دل استعاره‌های آن، سرمایه اجتماعی قدرتمندی استخراج نماییم.

یلدا، نشانه‌شناسی زبانی منحصر به فردی دارد که طبیعت را با امیدواری ترجمه می‌کند. انار با دانه‌های شفاف، نماد وعده‌ای است که در دل سرمای سخت پنهان مانده و هندوانه، شهادتی است بر اطمینان به بازگشت خورشید. این نمادها تصادفی نیستند؛ آن‌ها دال‌هایی به شمار می‌روند که به مدلولی واحد ارجاع می‌دهند؛ تداوم زیست‌جهان ایرانی. در جهانی که گرایش به مناسبت‌های بی‌ریشه پررنگ شده، یلدا به‌مثابه میراثی پویا، فرد را از انزوای مدرن نجات می‌دهد و به او یادآوری می‌کند که بخشی از زنجیره‌ای طولانی از نشانه و معناست. شاهنامه‌خوانی و تفأل به حافظ در این شب، تنها از سر عادت نیست؛ بلکه تلاشی است برای درک این حقیقت که زیبایی کلام و خردِ ادبی، می‌تواند روح را در سخت‌ترین دوران، تابدار و صبور نگه دارد.

از منظر جامعه‌شناختی، یلدا قراردادی اجتماعی با تکرارشوندگی هرساله نیز محسوب می‌شود. در حالی که زندگی مدرن و فشارهای ساختاری، فرصت‌های کنار هم بودن را بلعیده‌اند، یلدا کارکردی ورای سنت داشته و فراخوانی برای بازگشت به زیست جمعی تعبیر می‌شود. این آیین، دیوار انزوای فردی را می‌شکند و انسان‌ها را در تجربه‌ای مشترک هم‌سرنوشت می‌کنند. یلدا مرزها را نادیده می‌گیرد؛ از بالکان تا آسیای میانه، هر جا سفره‌ای به این نام گسترده می‌شود، پیامی فراتر از جغرافیا مخابره می‌گردد: اینکه نور، زبان مشترک همه انسان‌هاست.

باید پذیرفت که یلدا بیش از آنکه جشنی خانوادگی باشد، پروژه‌ای اجتماعی و تاریخی است. این شب، گرامیداشت ایده‌ی «امید به فردای روشن‌تر» در برابر یأس و انفعال است. یلدا یادمان می‌آورد که روشنایی چیزی صرفاً پدیدار و پیدا نیست و باید آن را ساخت و پرداخت. این جمع بودن، همان اکسیر همبستگی ملی است که جامعه ایران برای عبور از پیچ‌های تاریخی، همواره به آن رجوع می‌کند.

در این زمانه، یلدا به آزمونی برای محک حافظه فرهنگی ما تبدیل شده است. اینکه چگونه باید آن را از مناسبتی مصرفی و تقویمی به فرصت گفت‌وگوی بین‌نسلی ارتقا داد. یلدا می‌تواند مجالی باشد برای شنیدن دغدغه‌های نسلی که در جست‌وجوی معناست و پیوند زدن آن‌ها به ریشه‌هایی که هزاران سال تاب آورده‌اند. یلدا شناسنامه فرهنگی ملتی است که به تاریکی با سُرور پاسخ می‌دهد نه با تسلیم.

گرد سفره این شب، کاری فراتر از هم‌نشینی انجام می‌دهیم؛ از رشته‌ای ناگسستنی ‏صیانت می‌کنیم که سده‌ها میان نسل‌های متمادی امتداد داشته است. یلدا به ما گوشزد می‌کند که تاریکی هم می‌تواند آموزگار باشد، اگر یاد بگیریم چگونه در برابر کژی و بدی، متحد بمانیم. یلدا تنها آیین پاسداشت طولانی‌ترین شب سال نیست؛ بیانیه ماندگاری ماست در برابر هر آنچه بوی زوال و سیاهی می‌دهد. شبی اگرچه درازتر و تاریک‌تر، اما سپیده‌دمش، همواره اعتبار مدام این خاک بوده و هست.

حسین دلیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *