آبادان را با آزمونوخطا اداره نکنید!
چندمین بار است که در شورای ششم آبادان، نام «سرپرست شهرداری» بر سر زبانها میافتد؟ چهارمین بار.
و همین یک عدد، برای فهم عمق بحران مدیریت شهری در آبادان کافی است.
شهری که پس از فاجعه متروپل، بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات، تجربه و اعتمادسازی بود، به میدان آزمون و خطای مدیریتی بدل شد؛ آن هم نه بهصورت تصادفی، بلکه در سایه تصمیمهایی که هیچگاه بهروشنی برای افکار عمومی توضیح داده نشد.
از همان روزهای نخست فعالیت شورای ششم، روندی شکل گرفت که امروز نتیجهاش را میبینیم: انتخابهای شتابزده، سرپرستهای موقت، شهردارانی با رزومههای محل تردید و نظارتی که اغلب، بعد از وقوع بحران به یاد شورا میافتد.
انتخاب یاسین کاوهپور، از همان ابتدا با مخالفت بخش قابلتوجهی از شهروندان همراه بود. نه از سر لجاجت سیاسی، که از دل یک مطالبه روشن: آبادانِ پس از متروپل، شهردارِ آزمونوخطا نمیخواست.
با این حال، شورا گوشش بدهکار نبود. تأخیر چندماهه در صدور تأیید حکم شهردار هم نتوانست این انتخاب را متوقف کند. شهرداری آغاز شد که در کنار واژههای پرطمطراق «جوان، جهادی، مکتبی و انقلابی»، یک چیز کم داشت: کارنامه قابل دفاع شهری.
۳۸ ماه بعد، امروز در نقطهای ایستادهایم که دیگر نمیتوان همه چیز را به گردن «فرد» انداخت.
بازداشت شهردار و پیشتر معاون او، اگرچه شوکآور بود، اما غیرقابل پیشبینی نبود. این اتفاق، محصول ضعف نظارتی شورای شهری است که با شعار شفافیت رأی گرفت، اما در عمل، کمشفافترین دوره مدیریتی شهرداری را رقم زد!
پرسش ساده است:
وقتی انتقادها علنی بود، وقتی نارضایتی عمومی فریاد زده میشد و وقتی حتی درون شورا نشانههای نارضایتی وجود داشت، چرا اقدام مؤثری صورت نگرفت؟
اکنون، در ماههای پایانی شورای ششم و در آستانه انتخاباتی دیگر، دوباره زمزمه انتخاب سرپرست بلند شده است. و درست همینجاست که نگرانیها جدی میشود.
تجربه نشان داده ماههای پایانی شوراها، پرریسکترین دوره مدیریت شهری است؛ دورهای که اگر بدون نظارت قاطع رها شود، میتواند هزینههای سنگینی برای شهر به جا بگذارد.
در این شرایط، نمیتوان همه چیز را به روال سابق سپرد.
فرمانداری آبادان و نهادهای نظارتی و امنیتی باید نقش فعالتری ایفا کنند. تغییرات قانون شوراها، حساسیت شرایط کشور و فضای متزلزل اعتماد عمومی، اجازه تصمیمهای تکراری و پرهزینه را نمیدهد.
آبادان، بیش از هر چیز، نیازمند یک پیام روشن است: اینکه مدیریت شهری، میدان آزمون سیاسی نیست؛
و اینکه شهر، دیگر توان پرداخت هزینه اشتباهات مدیریتی را ندارد.
آبادان با «سرپرستهای موقت» اداره نمیشود؛ با اعتماد اداره میشود. و اعتماد، سالها زمان میبرد تا ساخته شود… و تنها یک تصمیم نادرست کافی است تا فرو بریزد.
امید که این بار، تصمیمها پیش از آنکه دیر شود، عاقلانهتر گرفته شوند؛ بدون رایزنی و فشارهای برخی افراد معلوم الحال بیرون شورا!
پس، لطفا درست انتخاب کنید!















دیدگاهتان را بنویسید