و بلدیه آبادان تاسیس شد
دولت ایران در نیمهی دهه ۱۹۲۰ شروع به تاسیس نهادهای خود در آبادان و سراسر خوزستان کرد.
دولت در سال ۱۹۲۶ قانون جدید تاسیس بلدیه (شهرداری) را وضع کرد و یکی از نخستین شهرداریها در آبادان تاسیس شد.
کنترل شرایط بهداشتی بهمنظور جلوگیری از شیوع بیماریهای واگیر دار را شاید یکی از مهمترین دلایل تاسیس شهرداری آبادان باشد. البته شهرداری آبادان از درون نارضایتیهای عمومی، شورشهای کارگران شرکتی و منازعات شهری آن سالها زاده شد.
در اواسط دهه ۱۹۲۰ فضای شهر آبادان یک فضای کاملاً تلخ و ناگواری بود. هجوم افراد مختلف برای کارگری در شرکت نفت و شیوع امراض واگیر دار نظیر طاعون و وبا و قحطی، شرکت نفت ایران و انگلیس را با مشکلاتی جدی روبرو کرد.
دکتر یانگ سرپرست تیم درمانی شرکت نفت ایران و انگلیس در آن زمان است. او در فوریه ۱۹۲۶ (بهمن ۱۳۰۴) ضمن برآورد چالشهای بهداشتی پیشِ روی موقعیت شهری آبادان اعلام میکند: «… اقدامات بهداشتی مدرنی که در نظر داریم انجام دهیم، شرایط از نظر بروز و سرایت بیماری بهبود چندانی نمییابد، مگر آنکه در آبادان، همکاری همهجانبهی ایران را جلب کنیم… ما ناچاریم به بلدیه که مقامات ایرانی بیش از همه دلمشغول توسعهی آن هستند، روی آوریم… در حال حاضر، بلدیه دربرگیرندهی افرادی است که نه دانش یا تجربهای دربارهی اداره صحیح امور شهری دارند و نه امکان مالیای برای تکفل بلدیه. به نظر من کار آنان به نتیجهی مطلوبی منتهی نخواهد شد، مگر آنکه ما با کنترل کامل در پشت صحنه و همچنین تامین منابع، یاریشان کنیم. ما امکان اعمال کنترل آشکار بر کارهای بلدیه را نداریم، زیرا تهران همواره از چنین کاری سوءبرداشت میکند که میخواهیم در امور داخلیشان دخالت کنیم. اما این هم هست که وقتی در این برهه به بلدیه کمک کنیم تا روی پای خود بایستد، این انگیزه و امید را در آنان به وجود میآوریم که بهمرور بهجایگاه درست خود، یعنی مشاور صرف، عقب خواهیم نشست.»
آرنولد ویلسون رییس کل امور اداری شرکت نفت ایران و انگلیس در خرمشهر از برنامههای دکتر یانگ حمایت میکند و میگوید ضرورتاً باید مقامات محلی ایرانی را قانع کنیم تا برای راهاندازی بلدیهای که توان مواجههی مؤثر با مسائل بهداشت عمومی را داشته باشد، گامهای محکمتری بردارند.
ویلسون طی مکاتباتی با هارواد هومن، دستیار آمریکایی میلسپو که رییس مالیه استان خوزستان بود برای راهاندازی بلدیهای سر پا در آبادان، پیشنهاد سالانه ۲۵۰۰ پوند کمک مالی از طرف شرکت را میدهد. البته این پیشنهاد کمک مالی و عملی، مشروط بود و شرکت نفت انتظار داشت در چینش عناصر تغییرات شهری، نقشی فعال داشته باشد!
این مبلغ برای شهری با بیش از ۵۰ هزار نفر جمعیت شامل مردم محلی و مهاجر فقیر درگیر با شیوع بیماریهای واگیری و قحطی ویرانگر بسیار ناچیز بود. اما سهم وزارت داخله از بودجه در همین زمان حدود ۶ درصد هزینههای دولت بود و بودجهی محدود بلدیهها در ایران در آن زمان از طریق درآمدهای مالیاتی حاصل از خالصهجات استان، بخشی از درآمدهای گمرکی استانی و مالیات بر مصرف الکل تامین میشد که با توجه به مشکلات عدیدهی آن روزها مازاد چندانی برای تامین بودجهی پروژههای شهری باقی نمیماند. بنابراین کارمندان دولت ایران نه در شرایطی بودند که پیشنهاد ۲۵۰۰ پوندی شرکت نفت ایران و انگلیس را رد کنند و نه میتوانستند از زیر بار مسئولیت خود در قبال بهبود شرایط شهری و بهداشتی شانه خالی کنند.
جمعیت ساکن آبادان در دهه ۱۹۲۰ تشکیل شده بود از عربهای بومی، بازرگانان خردهپا، کارگران عادی، صنعتگران و مغازهداران بوشهری، اصفهانی، شوشتری، بهبهانی، رامهرمزی، شیرازی و کارگران دستمزدی صنعت نفت که از هند، آذربایجان و بختیاری آمده بودند در کنار سربازان، خدمتکاران، کارمندان و کارگران بریتانیایی شرکت نفت، تکنسینها و ملوانان کانادایی و لهستانی و افراد بسیار دیگری که از مکانهای ناشناخته دیگر در آبادان حضور داشتند. کل جمعیت آبادان در میانهی دهه ۱۹۲۰ چیزی بین ۴۰ تا ۶۰ هزار نفر تخمین زده میشود که احتمالاً تا آن زمان بیشترین تجمع جمعیت در خوزستان بوده است.
ششم اردیبهشت ۱۳۰۵ شرکت نفت ایران و انگلیس به وزارت داخله مینویسد: «… تقاضای مساعدت برای ایجاد بلدیه ی صحیحی که صحت عمومی را از قِبل منازل (روشنایی)، مخرجهای آب و دفع فضولات متضمن باشد جهت شهر آبادان مینماید. با منظور داشتن مقاصد یادشده شرکت حاضر است که برای توسعهی بلدیه هر قسم کمک و مساعدتی بنماید حتی آنکه حاضر است مبلغی هم بهعنوان کمکخرج تا موقعی که بلدیه بتواند مستقلاً از عهدهی اداره کردن امور خود برآید به آن اداره بپردازد».
این نامه بهمنظور ارائهی تفصیل بودجهی پیشنهادی برای بلدیه فرستاده شد و احتمالاً جی.ام.ویلسون معمار و طراح شهری (اهل اسکاتلند ساکن بغداد) که از او درخواست مشاوره کرده بودند، پیشنویس آن را تهیه کرده بود. شرکت پیشنهاد ۷۰ درصد یارانه برای افزایش حقوق رییس بلدیه به ۱۰۰ تومان را داد و همچنین برای ساخت توالت عمومی رایگان، جمعآوری زباله، سوزاندن و دفن زبالهی سراسر شهر، ایستگاه آتشنشانی، مراکز قرنطینهی مبتلایان به بیماریهای واگیری و بودجهی یارانهای سالانه ۲۰۰۰ تومان و پیشنهاد کمک بلاعوض کرد.
اما طبق اسناد موجود، با آنکه شرکت پیشنهاد کمک در تامین تسهیلات شهری برای منطقهی «شهر» را داد، هرگز اقدامی برای بهبود قابل اعتنای آن نکرد و حل این معضل را به دولت واگذارد. بهگونهای که رییس بلدیه در گزارشهای خود اشاره کرده «پروژههای توسعه محوطههای شرکت نفت عدهی کثیری از مردم را آواره و آنها را به محدودهی پرتراکم شهر میراند»…
به این ترتیب بود که آبادان هم بعد از شهرهایی همچون تبریز، تهران، کرمانشاه، اصفهان، شیراز، همدان، مشهد، کرمان و… صاحب بلدیه شد و شهرداران مختلفی را به خود دید؛ شهردارانی که از برخیشان فقط یک نام کوچک در اسناد شهری باقی مانده است.
«احمد گیلانی» اولین فردی بود که در مسند ریاست بلدیه، امور شهر آبادان را به دست گرفت.
اولین بلدیه آبادان هم ساختمانی است در محلهای که آن روزها «شیخ» نامیده میشد و در حاشیهی بازار بزرگ قرار داشت که همین «احمد گیلانی» عبارت «بلدیه عبادان» را بر تابلویی در بالای در ورودی همین عمارت نصب کرد. درست در جایی که امروز روابط عمومی شهرداری مرکزی قرار دارد. ساختمانی که از سالهای اولیه سدهی خورشیدی کنونی همچنان برپاست و نماد شهرداری آبادان به شمار میرود اگر چه در درازنای این نود و چند سال، دگرگونیهای بسیاری را به خود دیده و خاطرات زیادی را در دل خویش مدفون کرده است.















دیدگاهتان را بنویسید