برای حل بحرانهای بیآبی کشور چه کنیم؟
بی آبیهای پیدرپی مناطقی از کشور که هر از چند گاه به وقوع میپیوندد و مناطق و استانها را دچار نارضایتی و خشم میکند و به اختلال وضعیت روزمره و عادی منجر میشود به نظر میرسد که بیشازپیش نیاز به واکاوی دارد.
با پذیرش فرض خشک و نیمهخشک بودن فلات ایران بهاستثنای مناطقی محدود که بارشهایی در حد یا بیشازحد نرمال دارند موضوع کمآبی به موضوعی عمومی و همهساله در ایران تبدیل شده است که خشکسالی و دو برابر شدن جمعیت ظرف ۴۰ سال و طبیعتاً نیاز روز افزون به فرآوردههای کشاورزی و دامی این فشار بر منابع را تجدید کرده است.
تجمعها و شورشهای کشاورزان و سپس شهروندان در خوزستان، اصفهان، یزد و اکنون چهارمحال و بختیاری و همدان همگی نشانهای آشکار است از بر هم خوردن یا به تعبیر صحیحتر بر هم زدن تعادل محیط زیست و منابع و مصارف که البته نسبت به این پدیدهها بیشتر نگاه کنترلی و گذرانیدن دوره اختلال و اعتراض وجود دارد تا وقوف و بازنگری و اصلاح فرآیندها و سیاستگذاریهای اجرایی در منابع آب کشور.
ملاحظه میفرمایید که وقتی بحث فرونشست زمین در دشتهای مختلف ایران عنوان میشود چون صدایی از کسی در نمیآید این موضوع مهم در میان انبوهی از خبرهای دیگر گم میشود و اصلاً در نظام رسانهای ما با هژمونی اخبار و تحلیلهای سیاست خارجی، اقتصاد و مفاسد اقتصادی مواجهیم تا توجه به چگونگی وضعیت منابع اصلی زیستی که خود نقیصهای است جدی و در خور بررسی و اصلاح.
در هر حال خشکسالی و میانگین زیر نرمال بارش، افزایش جمعیت و نحوه بد و بیتناسب مصرف نیز اصرار بر ایجاد تغییر در انتظام آبی متداول کشور (رودخانهها و چشمهها) و انحراف جریانهای آب و انتقالهای بین حوضهای از جمله مهمترین متهمین و عوامل وضعیت پیش آمده در ایراناند که در هر سرفصل میتوان و باید که ورود علمی و آسیب شناسانه و جبرانی داشت اما توجه به شاخصهای مصرفی میزان آب موجود خود گویاست که در کدام بخشها نظام آبی کشور نیاز به تجدیدنظر و ریکاوری دارد.
برآوردهای مصرف آب ۷۰ درصد در کشاورزی، ۲۷ درصد در صنعت و ۳ درصد در شرب و محیط زیست است. جالب آنکه اگر تبلیغات و تولید محتواهای این ۴ دهه درباره مصرف آب را جمعآوری و دادهپردازی کنیم، درخواهیم یافت که بیشترین تمرکز مبتنی ست بر صرفهجویی در مصرف آب آن هم نسبت به شرب و مصارف خانگی که تنها مصرف کننده ۳ درصد منابع آبی هستند که حجم این تبلیغات گاه به جنگ روانی تمامعیاری علیه شهروندان تبدیل میشود اما با کمتر فقره و مضمونی خطاب به صنایع برمیخوریم. در این چند ساله البته برخی صنایع به اهدای پساب مصرف خود به محیطزیست روی آوردهاند آنچنانکه بهطور مثال در سیکل ارتباطی صنایع کشت نیشکر و تالابهای پاییندست در خوزستان میبینیم که بهجای در نظر گرفتن دبی مشخصی برای حقابه تالاب شادگان که نقشی بیبدیل در تلطیف و تصفیه محیط و از طرفی معیشت جامعه محلی دارد، صنایع نیشکر در بالادست از منابع آبی برداشت خود را انجام داده و سپس پساب خود را تقدیم تالاب میکنند تا با مجموعهای از توجیهات و تمهیدات و ملاحظات، تالاب تامین آبی بیکیفیت و حداقلی داشته باشد تا صنایع نیز از نگاه اتهامی افکار عمومی مبرا شوند.
کاشتن صنایع فولادی آببر و پرمصرف در مناطق حاشیه کویر نیز از دیگر دردهای غیرمتناسب با آمایش و ظرفیتهای سرزمین است که قصهها و تذکرات آن بهکرات گفته شده و البته که افکار عمومی و آرای نخبگان را یارای مبارزهای نابرابر نیست با مافیایی شکل یافته از بخشهای فاسد اقتصادی و رانتی دو جناح عمده سیاسی کشور که یک گوشه و چشمه آن و برون افتادن از پرده میشود فساد اقتصادی ۹۲ هزار میلیارد دلاری در فولاد مبارکه طبق تحقیق و تفحص مجلس!
در حوزه کشاورزی نتایج فاجعهبارتر است. ۷۰ درصد منابع آبی کشور درجایی مصرف میشود که کارشناس و برنامهریز و ناظر و سیاست گزاری (عامل و عالم) همگی اذعان به مصرف غلط و بیرویه دارند اما در سال حتا نیم درصد نیز شاهد بهبود چرخه مصرف نیستیم. کمتر اخباری میبینیم که مثلاً کشت غرقابی سنتی به کشت قطرهای و بارانی تبدیل شده باشد و اصلاح فرایندی صورت گرفته باشد. عمده مشکلات را بر عهده نبود اعتبارات برای اجرای شبکههای آبیاری متناسب و مدرن میاندازند درحالیکه کل سرمایه مردم و کشور در بانکها هستند اما بانکها علاقهای به مشارکت و سرمایهگذاری در این موضوع ندارند اما تا دلتان بخواهد در بازار املاک و سهام و اعطای وامهای سنگین به کسانی که از ابتدا قصد برگرداندن پول را ندارند، فعالیت مضاعف دارند!
وزارت جهاد کشاورزی با توجه به اینکه مخاطبانش بیشترین میزان مصرف آب را دارند در شرایط به وجود آمده مقصر درجه اول است زیرا با علم به شیوه غلط نظام آبیاری در ایران که غیرمتناسب با میانگین بارشها و منابع آبی ست اما کمترین تلاش مثمری را برای اصلاح فرایند از طریق اقناع کشاورزان صورت نمیدهد. البته قرار نیست همه کارها با اجبار همراه باشد مگر در موقع مقتضی چرا که اگر کشتی معوض و کممصرفتر و بهصرفه و صلاح پولی بین کشاورزان معرفی و ترویج شود و اطمینان خاطری به بیمه محصول و خرید تضمینی به آنها داده شود بهتدریج شاهد کاهش مصرف در بخش کشاورزی و اختصاص صرفهجویی در مصرف به محیط زیست و حتی مصارف شهری خواهیم بود تا از شدت «نارضایتی اجتماعی» منجر به «خشم اجتماعی» شهروندان و ذینفعان کاسته شود.
ما ایرانیان باید بدانیم که برای سازگاری با شرایط اقلیمی خود راهی غیر از درست مصرف کردن و در نظر گرفتن تناسبها و دادن به عدالت و انصاف همه حقابهها و دست برداشتن از اصرار بر انجام شیطنتها و دستکاریهای زیستمحیطی نسبت به منابع آبی نداریم زیرا نمیشود با نگاه و پیشفرض سیاسی و رانتی نسبت به منابع محدود معیشتی تصمیم گرفت و جهتدهی کرد. / شوشان















دیدگاهتان را بنویسید