مـرورگر
از پایگاه‌های منطقه‌ای تا پاسخ تهران

قدرت پنهان میدان

منطقه غرب آسیا بار دیگر به صحنه رویارویی مستقیم قدرت‌ها تبدیل شده است. جنگ کنونی که با مشارکت ایالات متحده و ‏اسرائیل علیه ایران شکل گرفته، صرفاً یک درگیری نظامی متعارف نیست؛ بلکه آزمونی برای قواعد حقوق بین‌الملل، نظم امنیتی ‏منطقه و همچنین سنجشی برای میزان پایداری ملت‌ها در برابر فشارهای بیرونی به شمار می‌رود.‏
اشتراک گذاری
16 اسفند 1404
نویسنده : محمود تیلا
منبع : اروند

در میانه یکی از پیچیده‌ترین تقابل‌های ژئوپلیتیکی دهه‌های اخیر، منطقه غرب آسیا بار دیگر به صحنه رویارویی مستقیم قدرت‌ها تبدیل شده است. جنگ کنونی که با مشارکت ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران شکل گرفته، صرفاً یک درگیری نظامی متعارف نیست؛ بلکه آزمونی برای قواعد حقوق بین‌الملل، نظم امنیتی منطقه و همچنین سنجشی برای میزان پایداری ملت‌ها در برابر فشارهای بیرونی به شمار می‌رود.

در این میان، موضع جمهوری اسلامی ایران از منظر حقوق بین‌الملل بر اصل روشن و تثبیت‌شده «دفاع مشروع» استوار است. بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد، هر کشوری در برابر حمله مسلحانه حق دفاع از خود را دارد. وقتی زیرساخت‌ها، مراکز نظامی یا امنیت ملی یک کشور هدف حمله قرار گیرد، پاسخ دفاعی نه تنها مجاز بلکه حقی قانونی برای حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی آن کشور محسوب می‌شود. در چنین چارچوبی، اقدامات دفاعی ایران را باید در بستر قواعد شناخته‌شده بین‌المللی تحلیل کرد؛ قواعدی که بر حق کشورها برای مقابله با تجاوز و جلوگیری از تکرار آن تأکید دارند.

یکی از ابعاد مهم این بحران، نقش برخی کشورهای همسایه در فراهم کردن بسترهای عملیاتی برای حملات علیه ایران است. واقعیت ژئوپلیتیکی منطقه نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های عملیاتی آمریکا در منطقه از طریق پایگاه‌هایی در خاک یا حریم هوایی کشورهای پیرامونی ایران تأمین می‌شود. وقتی زمین و آسمان یک کشور در اختیار نیروهای خارجی برای انجام عملیات نظامی علیه کشور دیگر قرار می‌گیرد، آن قلمرو عملاً به بخشی از زنجیره عملیات نظامی تبدیل می‌شود؛ مسئله‌ای که در ادبیات حقوق بین‌الملل نیز بارها مورد بحث قرار گرفته است.

در این میان، پرسشی مهم مطرح می‌شود: چرا برخی از همسایگان ایران که باید بر اساس اصول حسن همجواری و امنیت جمعی منطقه‌ای رفتار کنند، در طول دهه‌های گذشته بارها به گونه‌ای عمل کرده‌اند که امنیت ایران را تحت تأثیر قرار داده است؟ تاریخ روابط منطقه‌ای نشان می‌دهد که تهران در بسیاری از مقاطع، با وجود برخی اقدامات خصمانه یا فشارهای سیاسی و امنیتی، سیاست خویشتن‌داری را در پیش گرفته است. این رویکرد که با هدف حفظ ثبات منطقه‌ای دنبال می‌شد، گاه به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف یا انفعال تفسیر شد و همین برداشت نادرست، در برخی موارد به افزایش جسارت بازیگران منطقه‌ای انجامید.

اما تحولات اخیر نشان داده است که معادلات امنیتی منطقه بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که برخی تصور می‌کردند. ایران در شرایطی وارد این تقابل شده که در برابر مجموعه‌ای از توانمندی‌های نظامی پیشرفته قرار دارد؛ توانمندی‌هایی که متعلق به قدرت‌هایی با ظرفیت‌های گسترده نظامی و هسته‌ای هستند. با این حال، آنچه معادله را متفاوت کرده، صرفاً ابزارهای نظامی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ظرفیت‌های راهبردی، فناوری‌های بومی و آنچه در ادبیات نظامی از آن به‌عنوان «قدرت پنهان» یاد می‌شود، است.

قدرت پنهان در جنگ‌های مدرن تنها به معنای تسلیحات محرمانه یا فناوری‌های ناشناخته نیست؛ بلکه ترکیبی از توان اطلاعاتی، ظرفیت‌های بازدارندگی، عمق راهبردی و توان مدیریت بحران در شرایط پیچیده است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که ایران در بسیاری از حوزه‌ها به سطحی از توانمندی رسیده که می‌تواند معادلات پیش‌بینی‌شده توسط رقبای خود را دچار اختلال جدی کند.

با این حال شاید مهم‌ترین مؤلفه در این معادله نه تجهیزات نظامی، بلکه عامل اجتماعی و ملی باشد. در بسیاری از جنگ‌ها، سرنوشت میدان تنها با قدرت نظامی تعیین نمی‌شود؛ بلکه پایداری جامعه و اعتماد عمومی به ساختارهای دفاعی کشور نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. آنچه در روزهای اخیر توجه ناظران بین‌المللی را جلب کرده، سطح بالای انسجام اجتماعی و حمایت جامعه‌ی ایران از نیروهای مسلح کشور است.

در شرایطی که بسیاری انتظار داشتند فشارهای سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای موجب شکاف اجتماعی شود، واکنش جامعه ایرانی نشان داد که در بزنگاه‌های تاریخی، حس تعلق ملی و دفاع از حاکمیت سرزمینی می‌تواند به عامل وحدت تبدیل شود. همین عنصر است که در بسیاری از تحلیل‌های خارجی نیز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل پایداری ایران در برابر فشارهای چندجانبه مورد توجه قرار گرفته است.

در نهایت، آنچه امروز در منطقه جریان دارد صرفاً یک تقابل نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای مفاهیمی مانند حاکمیت ملی، حقوق بین‌الملل و نظم امنیتی منطقه‌ای است. تجربه این بحران بار دیگر نشان می‌دهد که ثبات پایدار در منطقه تنها زمانی امکان‌پذیر است که اصول همزیستی مسالمت‌آمیز، احترام به حاکمیت کشورها و پرهیز از تبدیل خاک کشورهای منطقه به سکوی درگیری‌های خارجی مورد توجه جدی قرار گیرد.

تاریخ نشان داده که امنیت واقعی در منطقه نه از مسیر پایگاه‌های خارجی، بلکه از مسیر اعتماد متقابل و همکاری میان کشورهای منطقه به دست می‌آید؛ مسیری که هرچه دیرتر به آن بازگردیم، هزینه‌های آن برای همه بازیگران بیشتر خواهد بود.

محمود تیلا / روزنامه اروند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *