مـرورگر
حمله دوباره آمریکا و اسرائیل به خاک ایران

شیپور جنگ به صدا درآمد

بامداد شنبه ۹ اسفند ائتلاف آمریکایی-صهیونی برای دومین بار در سال جاری، ‏جنگی تازه را به کشورمان تحمیل ‏کرد. این تهاجم غیرقانونی در میانه‌ی مذاکرات تهران و واشنگتن، اثبات کرد برای رفع اختلاف از طریق دیپلماسی به ‏هیچ ضمانتی نمی‌توان امید بست!
اشتراک گذاری
10 اسفند 1404
نویسنده : مهدی دلیر

بامداد شنبه ۹ اسفند ائتلاف آمریکایی-صهیونی برای دومین بار در سال جاری، ‏جنگی تازه را به کشورمان تحمیل کرد. این تهاجم غیرقانونی در میانه‌ی مذاکرات تهران و واشنگتن، اثبات کرد برای رفع اختلاف از طریق دیپلماسی به هیچ ضمانتی نمی‌توان امید بست! یانکی‌ها نشان دادند همان‌گونه که از ابزارهای ‏سخت و نرم در بسط هژمونیک خود بهره می‌گیرند، قادرند میز مذاکره را به سلاحی مخرب برای سلاخی افکار جهانی تبدیل کنند.‏

محال است بهانه‌ای برای تحمیل جنگ به کشورمان آن‌هم تنها دو روز پس از دور ‏سوم ‏گفت‌وگوهای غیرمستقیم با ایالات متحده، پذیرفتنی باشد. دو طرف در آستانه‌ی مذاکره ‏کارشناسی برای رسیدن به چارچوبی فنی با همراهی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بودند و روایت‌ها حتی از شکل‌گیری نوعی ادراک متقابل در موضوعات مشترک ‏حکایت داشت.

از این نظر در خور تحلیل است که هر بار و به گاه ورود مذاکرات ‏به فرآیند جزئی‌نگری فنی؛ کارشکنی و بحران‌سازی توسط بازیگرانی ثابت، تمام تلاش‌های سیاسی را بی‌حاصل می‌کند. خاصه با نقش‌آفرینی ویژه اسرائیل ‏که با هرگونه دیپلماسی ‏و ثبات ایران، ستیز دارد. چه آنکه بحران‌زایی مستمر و ‏ناامن‌سازی فضای پیرامونی، راهبردی ویژه در دکترین امنیتی رژیم تل‌آویو محسوب می‌شود.

اگرچه مانند تهاجم ۲۳ خرداد به غافلگیری دیگری مبتلا گشتیم اما شدت و سرعت بالای پاسخگویی ما، شگفتی ناظران و رسانه‌ها را در پی داشت. نیروهای مسلح ایران در بالاترین سطح هماهنگی، عملیات انتقامی «وعده ‏صادق ۴» ‏را در کمتر از سه ساعت آغاز کرده و اهدافی در سراسر منطقه را آماج موشکی و پهپادی قرار دادند. تا جایی که تقابل پینگ‌پنگی در ساعت صفر تهاجم، گمانه‌ی شکل‌گیری ‏جنگ منطقه‌ای را بیش از ‏پیش قوت بخشید. فرضیه‌ای که مسئولیت آشکار و مستقیم پیامدهای آن را ‏متوجه مهاجمان و غفلت و حتی ‏خیانت کشورهای تسهیل‌گر این کارزار نظامی می‌کند.‏

علاوه بر هدف‌های راهبردی در سرزمین‌های اشغالی تا کنون خسارت‌های ‏سنگینی به ۱۴ پایگاه ارتش آمریکا در ۷ کشور وارد آمده است. بر پایه گزارش‌های تایید نشده؛ موج‌های سهمگین آفندی سپاه و ارتش، تلفاتی افزون بر ۲۰۰ کشته و مجروح احتمالی روی دست ماشین جنگی آمریکا گذاشته باشد.‏ رخدادی که بی‌تردید بازتاب گسترده‌ای در ‏فضای رسانه‌ای منطقه و جهان خواهد داشت.‏

اعضای شورای همکاری خلیج فارس، آشکارا نسبت به پیامدهای این تجاوز، مسئولیت عرفی و قانونی دارند.‏ سوء استفاده آمریکا و اسرائیل از پایگاه‌های نظامی مستقر در خاک این کشورها، آن‌ها را ناخواسته در معرض درگیری بزرگ‌تری قرار می‌دهد. به‌جای اعتراض دیپلماتیک در محکومیت حق مشروع پاسخگویی؛ امیرنشین‌ها باید به تعهد خود مبنی بر عدم مشارکت در تجاوز کشورهای ثالث علیه ایران ملزم باشند.‏

حمله به پایگاه‌هایی که مبدأ یا پشتیبان عملیات نظامی علیه ایران بوده، نباید به معنای نقض حاکمیت و تمامیت ‏سرزمینی کشورهای میزبان تعبیر گردد.‏ جمهوری اسلامی متعهد به رعایت حقوق هم‌جواری است اما در برابر تجاوز آشکار ‏از هوا، زمین و دریای همسایگان؛ صبر و سکوت همیشگی را از خود بروز نخواهد داد. به تعبیری، قرار نیست ‏محبوس تعارف‌های دیپلماتیک بمانیم و امنیت و عزت خود را ذبیح اخلاق‌مداری یک‌طرفه کنیم!‏

دولت‌های استعماری غربی طی هفتاد سال و با نقشه‌ای شوم، کشورهای عربی و اسلامی را به خط مقدم دفاع از اسرائیل ‏تبدیل کرده‌اند. دریغا حاکمان و سیاستمداران مسلمان، اغلب چنین واقعیت تلخی را در نیافته یا از اساس منکر آن‌اند. این سیاست مشترک دنیای غرب در دفاع از موجودیت صهیونیست‌ها، نه‌تنها امنیت ایران که ثبات خاورمیانه را با تهدید جدی مواجه کرده است. با این حال شماری از حکومت‌های منطقه، همچنان ترجیح به نادیده‌انگاری واقعیت و همسویی با سیاست‌های تحمیلی واشنگتن دارند.

مادامی که پایگاه‌های نظامی در منطقه به مبدأ تهدید یا حمله تبدیل شوند، واکنش به آن‌ها، دفاع مشروع و ذاتی خواهد بود. پیام عملیات نظامی اخیر ایران نیز دقیقاً در همین پارادیم قابل فهم است. هشداری با این مضمون که میزبانی از زیرساخت‌های نظامی آمریکا، نمی‌تواند بدون مسئولیت امنیتی باقی بماند. جمهوری اسلامی از این پس بر خود فرض می‌دارد در مقابله با تهدیدهای امنیتی-نظامی؛ رویکرد آفندی و پشیمان کننده‌ای داشته باشد.

این درگیری علاوه بر تحولات نظامی، ابعاد انسانی تکان‌دهنده دارد. بر اساس گزارش‌های اولیه در روز نخست جنگ، ۲۴ استان ما هدف حمله قرار گرفته است. تا شامگاه شنبه؛ ‏۲۰۱ نفر شهید و ۷۴۷ تن دیگر مجروح گشته‌اند که اغلب، شهروندان معمولی هستند.

هدف این حمله‌ها در دو استان هرمزگان و قزوین ‏مستقیماً کودکان و بیماران بودند. تلخ‌ترین تراژدی اما حمله موشکی به مدرسه «شجره طیبه» در ‏میناب هرمزگان بود. دبستان دخترانه‌ای با بیش از ۱۷۰ دانش‌آموز در نوبت صبح.‏ شوربختانه، واپسین گزارش‌ها نشان می‌دهد ۸۵ دانش‌آموز دختر این مدرسه قربانی جنگ شده‌اند. جنایتی هولناک و سبوعانه که بیم آن می‌رود با ادامه عملیات آواربرداری بر شمار قربانیان معصومش افزوده شود.‎

بی‌آنکه پیامدهای حملات روز گذشته روشن باشد، همچنان از سرنوشت برخی چهره‌های کلیدی کشور نیز اطلاع دقیقی در دسترس نیست. این اقدام نظامی، بی‌تردید ‏بحران روابط ایران با محور یانکی-صهیونی را به مرحله‌ای بی‌بازگشت و خطرناک‌تر می‌کشاند.‏ بنابراین دور از تصور نیست اگر معادلات جغرافیای پرآشوب غرب آسیا برای سال‌های آینده دستخوش تغییری اساسی گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *