از خاک داغ خرمشهر تا سنگِ سرد قلهها
خرمشهر، شهری که سالها بوی جنگ و ایستادگی را با هم حمل کرده، گاهی آدمهایی میسازد که بیآنکه جار بزنند، مسیرِ سخت را انتخاب میکنند. «سعید فکاری» از همین جنس است؛ جوانی که بین خیابانهای گرم جنوب و نسیم شرجی کارون، مسیرش را نه روی آسفالت هموار، بلکه روی خطهای تیز کوه پیدا کرد.
برای او کوه فقط ارتفاع نیست؛ خلوتی است که آدم را از روزمره جدا میکند و یاد میدهد هر قدم، حساب و کتاب دارد. سالهاست در مسیرهای مختلف ایران صعود کرده، تیم همراه ساخته و از نظم، خطر، مهارت و تواضع حرف زده؛ نه در قالب شعار، بلکه در قالب عمل.
این گفتوگو تلاشی است برای شناختن همین جهانِ آرام اما سرسخت: جهانِ سعید فکاری، کوهنوردی که میان خاک داغ خرمشهر و سنگ سرد قلهها، راهی پیدا کرده که فقط به «بالا رفتن» ختم نمیشود، به «بالا ماندن» هم فکر میکند.
«سعید فکاری» کوهنورد جوان خرمشهری و کارمند سازمان منطقه آزاد اروند، هر روز میان شلوغی کار اداری و سکوت دلنشین ارتفاعات در رفتوآمد است؛ مردی که مسیر زندگیاش از خاک داغ جنوب شروع شده و امروز در قلهها معنای تازهای از تمرکز، استقامت و امید را پیدا میکند. او میگوید کوه یادش داده حتی در سختترین روزهای کاری هم میشود از نو بالا رفت.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگویید اولینبار چطور وارد دنیای کوه و طبیعت شدید؟
سعید فکاری هستم متولد خرداد ۱۳۶۹ ساکن خرمشهر هستم علاقه من از زمانی شروع شد که وارد حیطه طبیعت گردی و محیط زیست شدم و از سال ۱۳۹۳ کوهنوردی را جدیتر دنبال کردم و عملکرد کوهنوردی ام متفاوتتر شد به طوریکه صعود بر روی قلل متعدد کشور در رشته کوههای البرز و زاگرس را در فصول تابستان و زمستان در برنامه کاری خودم قرار دادم.
سعید؛ اولین قلهای که فتح کردی کدام بود و چه حسی داشتی؟
بنده سال ۱۳۹۴ بهعنوان عضو تیم منتخب استان خوزستان موفق شدم به بام ایران، قله دماوند، صعود کنم. این تجربه برای من بسیار ارزشمند بود، چون علاوه بر تقویت تواناییهای فنی و جسمانی، موجب شد در زمینه کار تیمی، مدیریت شرایط سخت و برنامهریزی دقیق در کوهستان تجربههای مهمی کسب کنم
معمولاً قبل از یک برنامه صعود، چه چیزی بیش از همه شما را هیجانزده میکند؟
قبل از هر برنامه صعود، هیجانزدهترین بخش برای من معمولاً احساس ناشناختهها و چالش جدیدی است که منتظرم تجربه کنم. همیشه یک هیجان خاصی در خودم حس میکنم وقتی میدانم قرار هست در مسیر جدیدی قدم بگذارم یا با شرایط جدیدی روبرو شوم ترکیب ناشناختهها، چالشها و حس پیشرفت در کوهنوردی برایم همیشه هیجانانگیزترین بخش برنامههاست.
اگر بخواهید خودتان را در یک جمله برای مخاطبان معرفی کنید، آن جمله چیست؟
من یک کوهنورد معمولی نیستم! همیشه در جستجوی قلهها و مرزهای جدید، هم در کوه و هم توی زندگیام. باور دارم هر چالش یک فرصت برای رشد و یادگیریست، و هر صعود به من این رو یادآوری میکند که قدرت واقعی توی تیم و استقامت در خودمان است. کوهنوردی بیشتر از رسیدن به قلههاست، یک سفر به دل طبیعت و درون خودم است.
از میان همهی مسیرهایی که رفتید، کدام مسیر برایتان صمیمیترین یا خاطرهانگیزترین است؟
یکی از مسیرهایی که همیشه برام صمیمیترین و خاطرهانگیزترین بوده، مسیر صعود به قلهای در کوههای البرز هست. این صعود نه تنها به خاطر زیباییهای طبیعیاش، بلکه به خاطر شرایط خاص و تجربهای که داشتم، همیشه برام ویژه بوده
در این صعود، من و همتیمیهایم در مسیری که به شدت برفی و یخزده بود حرکت کردیم. شدت برف و باد زیاد بود و خیلی از لحظات، دید خوبی نداشتیم. اما وقتی به قله رسیدیم، یک حس فوقالعاده داشتم؛ نه فقط به خاطر فتح قله، بلکه به خاطر همتیمیهایم که در شرایط سخت کنار هم بودیم و یکدیگر را حمایت کردیم. اون لحظهای که به قله رسیدیم، همگی با هم به سکوت کوه گوش دادیم و از دیدن منظرهای که زیر برف و مه قرار داشت، لذت بردیم. چیزی بیشتر از موفقیت در صعود بود؛ یه حس همپیمانی و همکاری که هیچ وقت فراموش نمیکنم.
این صعود برای من بیشتر از یک هدف ورزشی، یک تجربهی روحی و انسانی بود. یادآوری آن لحظات، همیشه به من یادآوری میکند که کوهنوردی نه فقط مبارزه با طبیعت است، بلکه درک و ارتباط عمیقتری با خودت و دیگران هم هست.
مهمترین چیزی که کوهنوردی به شخصیت شما اضافه کرده چیست؟
مهمترین چیزی که کوهنوردی به شخصیت من اضافه کرده، صبر و استقامت است. در کوهنوردی، هر صعودی به نوعی یک درس در زمینه صبر و تحمل شرایط سخت است. وقتی که مسیر طولانی و دشوار میشود یا وقتی که احساس میکنی دیگر نمیتوانی ادامه دهی، باید با خودت بجنگی و بدانی که هنوز میتوانی بیشتر پیش بروی همچنین، قابل اعتماد بودن و کار تیمی از درسهای دیگری هستند که کوهنوردی به من داده. توی کوهنوردی، هیچکس نمیتواند تنها عمل کند. همیشه باید به تیم خودت اعتماد داشته باشی و بدانی که برای رسیدن به هدف، همه باید با هم همکاری کنند. این باعث شده که بیشتر از گذشته به اهمیت همکاری و حمایت از دیگران پی ببرم. تقدیر از لحظات کوچک و ساده هم یکی دیگر از ویژگیهایی هست که کوهنوردی به من داده. وقتی توی طبیعت هستی، از همه چیزهای کوچک مثل هوای تازه، منظرههای زیبا و لحظات آرامشبخش بیشتر لذت میبری و یاد میگیری که هر لحظه باید قدردان باشی.
در ارزیابی یک مسیر صعود، چه فاکتورهایی برای شما تعیینکنندهاند؟ شیب، ارتفاع، هوا، یا نوع زمین؟
ارزیابی یک مسیر صعود به ترکیبی از این فاکتورها بستگی دارد و باید تمام جوانب را در نظر بگیریم تا هم ایمنی حفظ شود، هم صعود به بهترین شکل انجام بگیرد.
شیب مسیر، ارتفاع و کمبود اکسیژن، شرایط جوی و هوا، مسافت و زمان مورد نیاز، نقاط خطر و ریسکهای احتمالی در ارزیابی یک مسیر صعود، تمام این فاکتورها اهمیت دارند.
در هنگام تغییرات ناگهانی هوا، چه پروتکل استانداردی را رعایت میکنید؟
وقتی هوا تغییرات ناگهانی و خطرناکی پیدا میکند، باید خیلی سریع و منطقی عمل کرد تا از خطرات احتمالی جلوگیری شود. اینجا پروتکلهایی که همیشه رعایت میکنم را به طور خلاصه عنوان میکنم:
بررسی شرایط جوی: پیش از صعود وضعیت هوا را چک میکنم و در طول مسیر هم اطلاعات جوی را بهروز میکنم.
پناه گرفتن: اگر طوفان یا بارش شدید شروع شد، سریعاً پناه میگیرم پناهگاه، چادر یا سنگهای طبیعی
کاهش سرعت و بازگشت: حرکت را آهسته و با دقت ادامه میدهم، در صورت لزوم به نقطه برگشت برمیگردم.
بررسی وضعیت گروه: از سلامت همه اعضای گروه مطمئن میشوم و در صورت مشکل، سریعاً تغییر مسیر میدهم.
در کل، آرامش، تصمیمگیری سریع و ایمنی گروه اولویت دارند.
وضعیت آمادگی بدنی یک کوهنورد حرفهای را چطور سنجش میکنید؟
برای سنجش وضعیت آمادگی بدنی یک کوهنورد حرفهای، باید چند عامل کلیدی را در نظر بگیریم که به طور مستقیم به تواناییهای فیزیکی و ذهنی در شرایط مختلف کوهنوردی مربوط میشه یک کوهنورد حرفهای باید ترکیبی از قدرت بدنی، استقامت، انعطافپذیری، و آمادگی ذهنی رو داشته باشه تا بتونه به صورت موثر و ایمن در مسیرهای چالشبرانگیز عمل کن.
تجهیزات ضروری شما در هر صعود چیست و چرا؟ (سه مورد حیاتی را معرفی کنید)
طناب و ابزار ایمنی مثل کرامپون و یخنوردی
اینها برای شرایط سنگی یا یخی ضروری هستند. طناب کمک میکند تا در مسیرهای خطرناک با هم هماهنگ و ایمن حرکت کنیم. کرامپون هم برای صعود در یخ و برف ضروریست و جلوگیری از لیز خوردن را ممکن میکند.
کیف کمکهای اولیه:
هر لحظه ممکن هست کسی آسیب ببیند یا نیاز به مراقبت فوری داشته باشد. بسته کمکهای اولیه باید شامل بانداژ، پماد ضد سوختگی، داروهای ضد درد و وسایل پایه برای مراقبتهای اولیه هست.
وسایل ارتباطی مثل موبایل، رادیو یا بیسیم؛ داشتن وسیلهای برای تماس با بیرون خیلی مهم است، مخصوصاً در کوهستان که ممکن است شرایط جوی یا مسیر سخت باعث شود ارتباط با دنیای بیرون قطع شود. این وسیله به شما امکان میدهد در مواقع ضروری درخواست کمک کنی.
درباره مدیریت ریسک در کوه کمی توضیح دهید؛ مهمترین اصل شما برای حفظ ایمنی گروه چیست؟
مدیریت ریسک در کوهنوردی یکی از مهمترین بخشهاست، چون هر نوع خطا یا تصمیم اشتباه میتواند عواقب جدی داشته باشد هدف اصلی از مدیریت ریسک این است که همه خطرات احتمالی را شناسایی کنیم، بر اساس آنها برنامهریزی کنیم و با کم کردن یا مدیریت آنها ایمنی گروه را حفظ کنیم.
روی ارتفاعات بالا، بدترین سناریویی که تجربه کردید چه بود و چطور آن را مدیریت کردید؟
اگر بخواهم بدترین سناریویی که در ارتفاعات بالا تجربه کردم را توصیف کنم، احتمالاً باید به شرایطی اشاره کرد که هوا خیلی بد میشود، دما به شدت پایین میآید و بدتر از همه، اکسیژن کم میشود. برای مثال، یک بار در صعودی به یک قله بلند، با مشکلاتی مثل بادهای شدید، دمای زیر صفر و هوای خیلی رقیق مواجه شدیم که باعث شد تنفس سخت شود.
در چنین شرایطی، اولین چیزی که خیلی مهمه این است که آرامش خودت را حفظ کنی. ترس و استرس در این موقعیتها میتواند انرژی زیادی از آدم بگیرد و واکنشهای نادرست را به دنبال داشته باشد. هماهنگی با تیم، استراحت و مصرف آب و غذا، برنامهریزی از قبل به طور چشمگیری میتواند از خطرات احتمالی جلوگیری کند.
به نظر شما تفاوت کوهپیمایی عمومی با کوهنوردی تخصصی در چیست؟
در کوهپیمایی عمومی نیاز به مهارتهای خاصی نیست و افراد میتوانند با آمادگی بدنی متوسط هم مسیرها را طی کنند ولی در کوهنوردی تخصصی نیاز به مهارتهای فنی مثل صعود یخ، استفاده از کرامپون، طناب و ابزار کوهنوردی دارد. همچنین نیاز به آمادگی بدنی بالاتر و تحمل شرایط سختتر (مثل کمبود اکسیژن، هوای سرد و شرایط نامساعد) هست و حتی نیاز به برنامهریزی دقیق، زمانبندی طولانیتر و گاهی سفرهای چند روزه یا بیشتر دارد. به طور خلاصه، کوهپیمایی عمومی برای لذت بردن از طبیعت و ورزش ساده است، در حالی که کوهنوردی تخصصی چالشهای فنی، جسمی و تجهیزات پیشرفتهتری را میطلبد.
در انتخاب همراهان صعود، مهمترین معیار شما چیست؟ تجربه، توان بدنی یا انضباط گروهی؟
توان بدنی و تجربه دو عامل خیلی مهم برای انتخاب همراهان صعود هستند، ولی انضباط گروهی چیزی هست که باعث میشود صعود به تجربهای خوب و موفق تبدیل شود.
بلندترین قله زندگی شما چیست که دوست دارید آن را فتح کنید؟
موفقیت در تمام کارهاست تا در زندگیام موفق باشم. دوست دارم در تمام کارهایم به موفقیت نسبی دست پیدا کنم.
در پایان؛ یک نوجوان اگر بخواهد کوهنورد شود باید چه اقداماتی را انجام دهد؟
کوهنوردی کار راحتی است و هر کسی میتواند یک کوله روی دوش خود بیندازد و به کوه برود، اما اگر میخواهد این رشته را حرفهای دنبال کند باید علاقهاش به کوهنوردی ذاتی باشد و به زور نمیشود یک کوهنورد حرفه ای شد. ممکن است یک نفر به این رشته بیاید اما اگر علاقه نداشته باشد، بیشتر از ۲ یا ۳ سال نمیتواند دوام بیاورد. به هر حال فرد علاقهمند به کوهنوردی باید تمرینهای منظم، سنگین و فشرده داشته باشد تا قلب و ریهاش قوی شود و بدنش پاسخگوی این ورزش سنگین باشد.
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.
احترام، احترام و باز هم احترام به طبیعت بکر و بینظیر کشورمان بگذاریم و فرهنگ غنی مردم کشور را ارج بنهیم. به نظر من ایران زیبا و رویاییمان دارای ۳۱ کشور است نه ۳۱ استان. ۳۱ کشور با زیباییهای خاص و منحصر به فرد است که در هیچ کجای دنیا نمونهی آن را نمیتوان دید.
















دیدگاهتان را بنویسید