مـرورگر
صد خانه تا رؤیا در شطرنج سیما

موقعیت هادی

در نگاه اول، صد انسان معمولی در صد خانه یک زمین شبکه‌ای می‌ایستند تا در قالب قواعدی مشخص ‏با ‏یکدیگر ‏رقابت کنند. با این حال، این ظاهر ساده خیلی زود فرو می‌ریزد و جای خود را به ساختاری ‏پیچیده‌تر ‏می‌دهد؛ ‏ساختاری که بیش از آنکه یادآور مسابقه‌های حافظه‌محور تلویزیونی باشد، به آزمایشگاهی ‏اجتماعی شبیه است.
اشتراک گذاری
19 مهر 1404
نویسنده : حسین دلیر

در این شب‌های پاییزی، مسابقه‌ی «صد» با فرمی متفاوت، شبکه سه را -دست‌کم در دقایق محدود پخش- ‏از پیله‌ی ‏تکرار و ملال بیرون کشیده است. اعتراف می‌کنم مشغله انتشار روزنامه و جدال مداوم در هزارتوی ‏آشفته اخبار، ‏معمولاً دماغی برای تماشای سرگرمی‌های تصویری باقی نمی‌گذارد. از همین رو، در آغاز و تنها ‏به فراخور علاقه ‏شخصی به هادی حجازی‌فر، وقت هر شبم را برای تماشای این رقابت تنظیم کردم. تماشای ‏همان چند قسمت ‏نخست کافی بود تا به رهیافت‌هایی از فرامتن و نشانه‌شناسی این رقابت تلویزیونی برسم و ‏اشتیاقم برای پی گرفتن، ‏صدچندان شود.

در نگاه اول، صد انسان معمولی در صد خانه یک زمین شبکه‌ای می‌ایستند تا در قالب قواعدی مشخص با ‏یکدیگر ‏رقابت کنند. با این حال، این ظاهر ساده خیلی زود فرو می‌ریزد و جای خود را به ساختاری پیچیده‌تر ‏می‌دهد؛ ‏ساختاری که بیش از آنکه یادآور مسابقه‌های حافظه‌محور تلویزیونی باشد، به آزمایشگاهی اجتماعی شبیه است. ‏‏«صد» نوعی دموکراسی قاب‌بندی‌شده را پیش می‌نهد؛ جایی که هر فرد از یک عدد منفرد در جدول ‏به شخصیتی با ‏زیست‌جهانی منحصربه‌فرد بدل می‌شود. در این نقطه، رسانه از اقتدار یک‌سویه فاصله می‌گیرد ‏و به بستری برای ظهور ‏مونولوگ‌های انسانی تبدیل می‌شود؛ گویی هر خانه تریبونی است برای کسانی که ‏سال‌ها صرفاً تماشاگر و مخاطب ‏بوده‌اند.

طراحان «صد» هراسی نداشتند که زمین مسابقه را به شطرنجی نامتعارف بدل کنند؛ شطرنجی با صد مهره ‏در ‏صفحه‌ای ده در ده. این گستردگی عددی صرفاً یک تغییر کمّی نبوده و ماهیت بازی را دگرگون می‌کند. ‏هر مهره در ‏شطرنج کلاسیک هویتی معین دارد، اما درون صد هر بازیکن بسته به موقعیت و نوع دوئل ‏می‌تواند ‏هم‌زمان چند نقش را ایفا کند. همین سیالیت، بازی را از منطق صرفاً تاکتیکی خارج کرده و آن را به ‏قلمرو ‏روان‌شناسی جمعی و مدیریت عدم‌قطعیت می‌برد. از این منظر، صد را می‌توان نوعی قرارداد اجتماعی ‏موقت ‏دانست که در آن هر انسان با تمام پیچیدگی‌ها، محاسبه‌گری‌ها و رفتارهای غیرخطی‌اش وارد ‏میدان می‌شود.

در این پهنه صدگانه، مفهوم سوژه دچار جابه‌جایی اساسی می‌شود. شرکت‌کننده، صرفاً ‏دستورالعمل‌های بازی را اجرا ‏نمی‌کند و خود به منبع تولید معنا تبدیل می‌شود. قواعد اما ثابت‌اند؛ شبکه خانه‌ها، زمان، ‏راهبرد رقابت و مکانیسم ‏حذف. آنچه برنامه را زنده می‌کند، واکنش‌های انسانی است؛ تردیدها، اضطراب‌ها، ‏لحظه‌های جسارت و حتی ‏عقب‌نشینی‌های مصلحتی. «صد» تا همین‌جا موفق شده میان ساختار و گفتار فردی تعادلی ‏کم‌سابقه برقرار کند؛ ‏به‌گونه‌ای که بیننده هم نظم را می‌بیند و هم زندگی را. همین توازن است که برنامه را ‏از دیگر رقابت‌های خشک و ‏قابل پیش‌بینی جدا می‌کند.

پاداش و جزای آنی هر انتخاب، قلب تپنده این رقابت است. هر تصمیم می‌تواند به بقا یا حذف بینجامد و هیچ ‏راه ‏گریزی از انتخاب وجود ندارد. اینجاست که جبر و اختیار نه در تقابل‌های انتزاعی، بلکه در کشاکش روزمره ‏بازیکنان با ‏یکدیگر گره می‌خورند. صد به استعاره‌ای از سرنوشت انسانی نیز بدل می‌شود؛ جایی که فرد ناگزیر ‏از انتخاب است، ‏حتی وقتی می‌داند این انتخاب تضمینی برای نجات ندارد. گویی در پروژه‌ای تحقیقی در حال بازخوانی و آزمودن ‏نسبت دیرینه ایرانیان با مفهوم بخت و اقبال هستند. شانس در اینجا نیرویی کور و رها نیست، بلکه در ‏چارچوب ‏قواعد به فرصتی ساختاریافته تبدیل می‌شود. درست در همین نقطه است که مسابقه از سطح ‏سرگرمی فراتر می‌رود ‏و به پرسشی جدی درباره نسبت ساختار و عاملیت پاسخ می‌دهد.

حجازی‌فر با قرارگیری در موقعیت هادی، می‌کوشد مرز میان ستاره و توده را مخدوش کند. اجرای او نه ‏مبتنی بر ‏اقتدار از بالا که متکی بر نوعی تسلط آرام است. تجربه سال‌ها حضور در تئاتر به او آموخته چگونه ‏مرز میان کم‌کاری ‏و اغراق را رعایت کند. حجازی‌فر نه داور مطلق است و نه دانای کل؛ او تسهیل‌گر ‏رابطه میان بازیکنان و نظام قواعد ‏بازی است. با توضیح‌های مختصر، مداخله‌های حداقلی و پذیرش انتخاب ‏بازیکنان اجازه می‌دهد معنا در دل بازی ‏شکل بگیرد، نه آنکه بدان تحمیل شود.

او دیوار چهارم را بدون هیاهو و با پذیرش نقش خود به‌عنوان بخشی از همان قرارداد اجتماعی فرو می‌ریزد. ‏در ‏بزنگاه‌ها، آرامش او به بازیکنان نشان می‌دهد که اضطراب در مواجهه با قواعد سخت و تازه، امری طبیعی است ‏و ‏می‌توان آن را مدیریت کرد. این نوع اجرا، حامل پیام فرامتنی تسلط بدون خشونت، اقتدار بدون ‏تحقیر و آموزش ‏بدون خطابه و نصیحت است.

از منظر نمادگرایی فرم، انتخاب مربع معنایی فراتر از یک تصمیم بصری دارد. مربع نماد مرزبندی و ‏قانون‌مندی است ‏و هر خانه، واحدی مفهومی به شمار می‌رود که در عین انفصال، بخشی از یک کل و شبکه ‏بزرگ‌تر است. این ساختار ‏یادآور نظام دال‌های سوسوری است؛ جایی که معنا نه از ذات نشانه‌ها، بلکه از ‏تفاوت میان آن‌ها زاده می‌شود. در ‏‏«صد»، هر بازیکن دالی متحرک است و مدلول او -موقعیت، امید و قدرت- پیوسته تغییر می‌کند. تصاحب یک خانه ‏نه‌تنها افزایش قلمرو محسوب نمی‌شود بلکه بازتعریف کل شبکه تفاوت‌هاست. بنابراین ‏هر حرکت معنای حرکت‌های ‏پیشین و پسین را دگرگون می‌کند؛ همان دیالکتیک حضور و غیابی که در ‏لایه‌های مختلف زندگی اجتماعی جریان ‏دارد.‏

در معماری ایرانی، مربع می‌تواند به حیاط مرکزی خانه‌های سنتی ارجاع دهد؛ فضایی محدود اما سرشار از ‏امکان. هر ‏خانه در این مسابقه چنین کارکردی دارد؛ چهار خط مشخص و بی‌نهایت احتمال. این محدودیت هیچ اندازه ‏خفقان‌آور نبوده و به‌عکس امکان زایش خلاقیت را ممکن می‌سازد. بازیکن باید در همین قاب بسته تمام تدبیر خود ‏را به کار گیرد؛ درست مانند ‏شاعری که در تنگنای تغزل به اوج بیان می‌رسد. آزادی در قاب یکی از کهن‌ترین ‏مضامین اندیشه ایرانی است ‏که این مسابقه، ناخواسته یا آگاهانه، آن را بازتولید می‌کند.‏

‏«صد» بیش از یک مسابقه تلویزیونی است؛ رؤیایی ساختاریافته از امکان معنا بخشیدن به شانس، از ‏زیستن در قاعده ‏و فراتر رفتن از آن. برنامه موفق می‌شود این پارادوکس را به تصویر بکشد که می‌توان هم در ‏قاب بود و هم چشم‌انداز ‏را دید. شاید به همین دلیل است که صد ورای دیده شدن در خاطر هم می‌ماند؛ ‏چراکه ساختار آن شباهتی ‏انکارناپذیر به زیست واقعی انسان دارد.‏

وقتی صد خانه روشن می‌شود و صد انسان در آن‌ها می‌ایستند، به تماشای نمایشی می‌نشینیم که به زبان‌آموزی ‏جمعی در لایه‌های پنهان خود می‌پردازد. زبانی که واژگان، دستور و نحو آن به ترتیب دانش، شانس و آرامش در ‏میانه توفان است. رسانه در این لحظه، بی‌آنکه به ورطه شعار یا خطابه فروغلتد، به بستری برای تولید معنا تبدیل ‏می‌شود. و هادی ‏حجازی‌فر همان معلم آرامی است که بیش از بیان با رفتار خود این زبان رو به فراموشی را به ما ‏می‌آموزد.‏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *