وقتی «نخبگان» ناگهان در اروند پیدایشان میشود!
هشت ماه از حضور دکتر خانزادی در جایگاه مدیرعاملی منطقه آزاد اروند گذشته است؛ هشت ماهی که ـ دستکم در عرصهی عمومی و میدانی ـ با نوعی سکوت و کمتحرکی همراه بود. اما حالا، درست پس از تشکیل «شورای اطلاعرسانی منطقه آزاد اروند» و تأکید خبر رسمی آن بر اینکه این شورا با «انتصاب نخبگان روابط عمومی و رسانهای» آغاز به کار کرده، ورق برگشته است.
مدیرعامل منطقه آزاد اروند ناگهان به صحنه آمده؛ بازدیدهای میدانی از محلات کمبرخوردار آبادان آغاز شده، سرکشی به مؤسسه تکما در دستور کار قرار گرفته، حتی دیدار با اتاق بازرگانی خرمشهر رسانهای میشود و همراهی مدیران شهری در کنار مدیرعامل هم پررنگ شده است. مجموعهای از تحرکات که اگرچه در ذات خود قابل دفاعاند، اما زمان وقوعشان پرسشبرانگیز است!
این تحرکات تا جایی ادامه پیدا میکند که شائبهها بلندتر از توضیحات میشوند؛ شائبههایی که نهایتاً هیئت نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی شهر آبادان را به دیدار با مدیرعامل منطقه آزاد اروند میکشاند. دیداری که نتیجهاش، ناچار شدن خانزادی به یک تأکید صریح است: این بازدیدها «هیچگونه ارتباطی با انتخابات شوراها ندارد» و فرمانداران و شهرداران موظفاند اجازه ندهند نامزدهای شورا در این برنامهها حضور داشته باشند تا «شائبهای ایجاد نشود».
اما پرسش اینجاست: اگر شائبهای در کار نبود، چرا لازم شد بهطور رسمی و رسانهای، تا این حد بر «غیرانتخاباتی بودن» این بازدیدها تأکید شود؟
مدیرعامل در همان نشست، خواستار انتخاب افرادی «دلسوز، نخبه و مسئلهمحور» برای شوراهای شهر شده است؛ عبارتی آشنا و کلیدواژهای که زیاد در منطقه آزاد اروند شنیده میشود. «نخبه»!
گویا قرار است نخبگان همهچیز را سامان دهند؛ هم شهر را، هم رسانه را، هم افکار عمومی را.
همان نخبگانی که این روزها در قالب شورای اطلاعرسانی اروند، بسیار فعالاند!
نکته قابل تأمل آنکه نخستین نشست رسمی خانزادی با رؤسای آموزش و پرورش آبادان و خرمشهر ـ که در همان روزهای ابتدایی استقرار او و در اردیبهشتماه برگزار شد ـ عملاً نقطه شروع ادبیات «نخبگانی» در مدیریت او بود؛ جایی که برای نخستینبار از “تشکیل شورای راهبردی نخبگان” متشکل از بزرگان و نخبگان منطقه و استان سخن گفت.
در همان نشست، او صراحتاً اعلام کرد که سازمان منطقه آزاد اروند به یک نهاد تدارکاتی برای دیگر دستگاهها تبدیل شده و از مأموریت اصلی خود فاصله گرفته است.
خانزادی همچنین تأکید کرد که «برای کار کردن به این منطقه آمده»، «شخصی عمل نخواهد کرد» و قرار است ریل مدیریت تغییر کند.
اما پرسش اساسی اینجاست: اگر چنین نگاهی از اردیبهشتماه وجود داشت، اگر تشخیص انحراف مأموریت سازمان از همان ابتدا داده شده بود، چرا هشت ماه طول کشید تا مدیرعامل در میدان دیده شود؟
و چرا نقطه آغاز این تحرک تازه، نه اصلاح ساختارها یا شفافسازی عملکرد، بلکه بازدیدهای پررنگ رسانهای و شوراهای تازهتأسیس با عنوان نخبگان است؟
وقتی هشت ماه سکوت با چند هفته تحرک فشرده جبران میشود، افکار عمومی حق دارد بپرسد: آیا این فعالیتها اگر انتخابات شوراها در پیش نبود، باز هم همینقدر فوری، رسانهای و پرتعداد بودند؟
منطقه آزاد اروند برای توسعه، بیش از هر چیز نیازمند تداوم است؛ نه موجهای مقطعی از بازدید، شورا، واژه و خبر.
شهر به «ادبیات نخبگانی»، «شورای راهبردی» و «شورای اطلاعرسانی» نیاز ندارد؛ شهر به عملِ پیوسته و بیوقفه و تصمیم نیاز دارد، به خروجی ملموس محتاج است؛ و بیش از نمایش حضور، انتظار مدیریت مستمر و پاسخگو دارد.
نخبهگرایی، اگر به ابزار تأخیر، توجیه یا بزک مدیریتی تبدیل شود، نهتنها مسئلهای را حل نمیکند، بلکه فاصله اعتماد عمومی را بیشتر میکند.
گاهی لازم نیست کسی تبلیغ کند؛ زمانبندیِ رفتارها خودش رساترین پیام است.
و تجربه نشان داده است که مردم این منطقه، بیش از آنکه مجذوب واژهها شوند، عملکرد را میبینند.















دیدگاهتان را بنویسید