دوئل بیرحم بقا
برای توصیف رویارویی نفت مسجدسلیمان و صنعت نفت آبادان در هفته بیستم، میتوان چند عنوان جذاب به کار بست. تا زیبا جلوه کرده و هم وصفی عینی از فضای این مسابقه باشد. دربی اولینها؛ تقابل هم استانیها؛ دربی خوزستان؛ تقابل قعرنشینان و چند تای دیگر. هیچکدام اما به اندازهی «دوئل بیرحم بقا» مناسب توصیف این دیدار نبود!
هر سه تیم خوزستانی لیگ برتر؛ هفته نوزدهم را با شکست پشت سر گذاشته و در آستانهی هفتهی بیستم ماموریتهای متفاوت و دشواری دارند. فولاد در رفسنجان مقابل تیم آمادهی مس صفآرایی کرده و اگر نتواند امتیازی از این دیدار به دست آورد، خطر رسیدن تیمهای پایینتر را حس میکند. مس و فولاد به ترتیب با ۲۵ و ۲۴ امتیاز، همسایههای لیگ در ردههای هفتم و هشتم جدول هستند. پیروزی فولاد، ضمن جابجایی جایگاه این دو تیم، امید رسیدن به سهمیهی آسیا را در اردوگاه اهوازیها افزایش میدهد. اگر مس از دیوار پولادمردان بگذرد، با تثبیت جایگاه میتواند نیمنگاهی به یک پله بالاتر هم داشته باشد.
نفتیهای لیگ اما در تلخترین دیدار هفته برابر هم قرار میگیرند. آبادانیها و مسجدسلیمانیها هر دو محکوم به بردن هستند و نمیتوانند به عوامل غیر فوتبالی چون همخانواده بودن بیندیشند. هر یک اگر به اندیشهی جبران فاصلهی ۴ امتیازی با مس کرمان باشند، بیرحمانهترین دوئل فوتبالی خود را باید ارائه دهند. فوتبال نتیجهگرا و بیرحم برای بقا!

هواداران دو تیم که ۱۹ هفتهی برزخی داشتند، اکنون در دلواپسی بقا و سقوط به سر میبرند. وانگهی هیچ هواداری به بهای ماندن نفت مورد علاقهی خود، حاضر به سقوط دیگر نفت خوزستان نیست!
تقابل نیمفصل اول این دو تیم در هفتهی پنجم، با نتیجهی ۲ بر یک به سود مسجدسلیمانیها به پایان رسید. اینک در هفتهی بیستم نفتیها بار دیگر البته در ارتفاعات مسجدسلیمان برابر یکدیگر صفآرایی میکنند.
هر دو میراثدار و مدعی فوتبال تکنیکی، ریشهدار و تماشاگرپسند هستند. بیآنکه این ویژگیها برایشان در نتیجهی جدول رهاوردی به همراه داشته باشد!
جز نام؛ عملکرد و وضعیت نفتیهای خوزستان، شباهتهای بسیار به یکدیگر دارد. هفتهی گذشته، هر دو برابر سرخابیهای پایتخت شکست خوردند. پرسپولیس در آبادان، ۲ بر یک و استقلال در تهران، ۳ بر یک نفتیها را متحمل شکست کردند.
پس از نوزده هفته هر دو تیم تنها ۲ برد و پنج تساوی به دست آوردند. متحمل ۱۲ شکست شده و با ۱۱ امتیاز در ردههای ۱۵ و ۱۶ قرار دارند. تفاضل گل آبادانیها منفی ۱۳ و مسجدسلیمانیها منفی ۲۷ است و همهی اختلاف عملکردی آنها محدود به همین ۱۴ گل است!
در باختن، گل خوردن و حتی تعویض پیروزیها و تساویها به شکست؛ رقابت تنگاتنگی بین هر دو نفتی لیگ است. از آنجا که نفت مسجدسلیمان با ۴۰ گل خورده، بدترین خط دفاعی را دارد، در نگاه اول به نظر میرسد آبادانیها در رسیدن به گل برابر این تیم کار دشواری نداشته باشند. وقتی بدانیم نفتیهای آبادان با ۱۱ گل زده، دومین تیم بد در خط حمله هستند، نباید به ردوبدل شدن گل در این بازی امید چندانی داشت!
شاگردان تاوارس و عنایتی بیش از آنکه برای دوئل و پیروزی وارد میدان شوند، سهشنبه در ورزشگاه شهید بهنام محمدی، با اضطراب از نباختن مقابل یکدیگر قرار خواهند گرفت. پس تساوی میتواند، محتملترین سرانجام دربی نفتیها باشد. نتیجهای که بیش از همه به سود مس کرمان رقم میخورد. حریف مستقیم خوزستانیها برای بقا یا سقوط در صورت تساوی دوئل نفتیها، میتواند فاصلهی امتیازیاش با قعر جدول را همچنان افزایش دهد. تا ادامهی لیگ برای نفتیها، سختتر از آنچه پیمودهاند، طی شود.
نفت آبادان، در خانه هیچ بردی به دست نیاورده و تنها توانسته ۴ تساوی کسب کند. وضع آبادانیها در پیروزی خارج از خانه بهتر است. توانستهاند با دو برد و دو تساوی در مجموع ۸ امتیاز از زمین حریفان به دست آورند.
نفت مسجدسلیمان از این نظر، تیم موفقتری بوده و توانسته با یک برد و سه تساوی خانگی، ۷ امتیاز از میزبانیاش به دست آورد. مسجدسلیمانیها اما با یک پیروزی و دو تساوی در خارج از خانه ۵ امتیاز کسب کردند.
هر دو تیم در چالشهای مدیریتی و ضعفهای فنی؛ شباهتهایی فراوانی دارند. تغییر مکرر مدیریت باشگاه؛ جابجایی چندباره سرمربی و دستیاران تیم؛ عدم توانایی در پرداخت دستمزد بازیکنان و هزینههای جاری تیم، سه چالش مشابه آبادان و مسجدسلیمان در لیگ جاری هستند.
از نظر فنی هر دو تیم در انتقال بازی از فاز دفاع به حمله ضعیف عمل میکنند. اندک موقعیتها و توپهایی که برای مهاجمان فراهم میشود، با بیدقتی و درک نادرست از فضا، هدر میرود. مهاجمان تخصصی و غیرتخصصی دو تیم، در زدن ضربهی آخر ناموفق عمل میکنند. در گلهای فراوان خورده، خطوط دفاعی هر دو تیم با کمترین هماهنگی هفتههای نامطمئنی را سپری کردهاند.
در میان بازیکنان و کادر فنی دو تیم، افرادی هستند که سابقهی پوشیدن لباس آن یکی نفت را دارند. این اندازه شباهت دو تیم در یک دورهی لیگ به واکاوی کارشناسانه نیاز دارد.
دوازدهمین حضور آبادانیها و پنجمین بودن مسجدسلیمانیها در لیگ برتر، شاید برای هر دو یا یکی از آنها؛ آخرین تجربهی حضور باشد. از این نظر که سقوط هر یک یا هر دو –در بدترین سناریو- به منزلهی خروج از دایرهی باشگاهداری حرفهای است. دیگر نیازی به دلواپسی مدیران وزارت نفت نیست؛ تیمی که در لیگ حرفهای حضور ندارد مشمول ماده ۹۴ قانون پنجسالهی ششم هم نخواهد بود. اینگونه وزارت نفت و دولت، دیگر منعی برای هزینه کرد در تیمهای خود نخواهند داشت. بسته به اینکه این بار دستاویز تازهای طرح نشود!
با این دیدگاه، چنین سقوطی میتواند برای برخی افراد رضایتبخش باشد. این سقوط محتمل برای هر یک از تیمهای نفتی، بهسان خداحافظی بیبازگشت است. نه اینکه ناتوان به بازگشت باشند که بیشتر جاذبهی هزینه کردن از بودجهی وزارت نفت در لیگ آزادگان؛ مجال اندیشیدن به روزگار بیپولی لیگ برتر را نمیدهد! از این نظر، چنین سقوطی میتواند زمینهساز سالها حضور پیاپی و رضایتبخش در سطح دوم –غیرحرفهای- فوتبال باشد.
۴ تا ۶ سال متوسط دورهی انتظار تیمها برای بازگشت دوباره به جمع لیگ برتریهاست. در دورهی جاری، ملوان پس از ۶ و مس کرمان پس از ۸ سال توانسته بار دیگر شانس حضور در لیگ برتر را کسب کند. محاسبهی این دورهی منطقی برای انتظار و در نظر گرفتن مشکلات بودجهای نفتیها و مرور تجربهی سقوطهای گذشته؛ نشان میدهد در صورت سقوط هرکدام یا هر دو تیم نفتی؛ نباید و نمیتوان امیدوار به بازگشت سریع آنها بود!
صنعت نفتیها پس از سقوط در دورهی دوم، پنج سال برای بازگشت به لیگ برتر تلاش کردند. آنها نیامده، در همان لیگ هفتم برای دوم بار سقوط را تجربه کردند. حضور سوم آبادانیها در لیگ برتر به دورهی دهم میرسد و این بار توانستند سه فصل در جمع تیمهای لیگ برتری تاب آورند. سقوط در لیگ دوازدهم، برزیلیها را برای سه فصل از فوتبال برتر دور کرد. واپسین صعود به لیگ برتر در دورهی شانزدهم رخ داد که تا هماکنون برای هفت دوره تداوم داشته است.
دیگر نفتی خوزستان، غایب سیزده دورهی آغازین لیگ برتر بود. صعود به لیگ چهاردهم، مصادف با اولین تجربهی توأمان صعود و سقوط برای مسجدسلیمانیها شد. آنها سه دوره کوشیدند تا بار دیگر بتوانند به سطح اول فوتبال باشگاهی بازگردند. نفت مسجدسلیمان از لیگ هجدهم توانسته با همهی مشکلات؛ پنج دوره از سقوط به پرتگاه دستهی اول رهایی یابد.
اکنونکه به نظر میرسد بقای این دو تیم در لیگ برتر؛ به ماموریتی دشوار و حتی غیرممکن تبدیل شده باشد، بد نیست نگاهی به وضعیت تیمهای سقوط کرده در دورههای گذشته بیندازیم.
تاکنون ۴۸ تیم موفق به حضور در لیگ برتر شدهاند. نگاهی به سرنوشت تیمهای سقوط کرده به لیگ آزادگان، نشان میدهد به دلیل سهلانگاری مدیران، چه بهای گزافی از سوی هواداران این تیمها پرداخت شده است. از شمار بسیار این تیمها، برای فصل بیست و سوم تنها یکی از چهار تیم سایپا، استقلال خوزستان، فجرسپاسی شیراز و پارس جنوبی جم این بخت و فرصت را دارد تا بار دیگر به سطح اول فوتبال بازگردد.
دیگر تیمها مدتهاست در لیگهای استانی، دسته سه و دو روزگار میگذرانند و چندان امیدی به بازگشت به شکوه گذشتهشان نیست. استیل آذین؛ گهر درود؛ شیرین فراز کرمانشاه؛ آلومینیوم هرمزگان؛ مس سرچشمه؛ گسترش فولاد تبریز؛ ابومسلم خراسان؛ پگاه گیلان؛ شموشک نوشهر؛ سیاهجامگان مشهد و استقلال رشت، لیگ برتریهای دیروز و منحل شدههای امروز هستند.
پشت هر یک از این نامها، تاریخ و هوادارانی بهمثابه سرمایهی اجتماعی حضور داشته و اکنون فقط خاطرهاند و خبری در بایگانی رسانهها!
۱۱ هفتهی باقیمانده از لیگ، برای فوتبال آبادان و مسجدسلیمان در حکم مرگ و زندگی میماند. نفتیها، فردا برابر یکدیگر باید بدون اندیشیدن به نام و خاستگاه مشترک، فقط به فکر موفقیت در دربی باشند. دربی دوئلگونهای برای بقا؛ یکی دیگر را بکشد تا زنده بماند وگرنه هر دو خواهند مرد!
تساوی به سود هیچکدام و برد هر یک میتواند بیش از نتیجهی یک پیروزی در مسیر ماندن در لیگ یاریرسان تیم برنده باشد. هرکدام از نفتیهای پیروز دربی سهشنبه؛ آنها را یک قدم به مس کرمان نزدیکتر خواهد کرد و منتظر لغزش مس در ۱۰ هفتهی پایانی.
در برهوت دلخوشی، دل بستن به فوتبال و باشگاههای ریشهدار همهی آن چیزی است که برخی مردم خوزستان دارند. بیراه نیست گفته شود، فوتبال مهمترین سرگرمی مردمان جنوب است. اگر فوتبال را از ایشان بگیرید، چیز چندانی برایشان نمیماند که بدان افتخار کنند و دلخوش باشند.
حسین دلیر















دیدگاهتان را بنویسید