وجود سه نماینده؛ فرصتسازی یا فرصتسوزی!
امروز در آستانه چهلوچهار سالگی پیروزی انقلاب دیگر سخن راندن از توافق و همدلی نیروها بر اساس ارزشها و آرمانهای بنیادین و پر نمودن شکافها، خلأها و گسلهای تفرقهآفرین بین مسئولین و مدیران آبادان بالاخص نمایندگان محلی از اعراب نداشته و شاید غیرمعمول نیز به نظر برسد. چرا که آبادان و آبادانی پس از جنگ ویرانگر هشتساله، عملاً با مجموعهای از افتراقها، تشتتها و تفرقهها میان مسئولین خود روبرو بوده و هست.
وجود باندها، گروهها و مرزبندیهای کاذب و غیرواقعی در سطوح مختلف مدیریتی کلانشهر بهصورت فرآیندی تجلییافته و به شکلی کاملاً آگاهانه باعث شده که آبادان هیچگاه جایگاه قبلی خود را بازنیابد و علیرغم گذشت سیوچهار سال از خاتمه جنگ کماکان در محاق ویرانیها و عدم رشد و توسعهی واقعی همچون دیگر شهرها مانده باشد.
اتفاقنظر و توافقهای آشکار و نهان افراد در یک گروه و باند، خواه در مورد یک وضع خاص، خواه در باب زمینههای اصلی حیات آن گروه و یا خواست اعضای آن به طریق نامشروع، قطعاً زمینهساز اضمحلال سلسله ارزشهای اجتماعی، جلوهها و مدلهای پذیرفته شده توسط همگان است و موجبات بیسازمانی، فروریزی ساخت جامعه و از هم پاشیدگی حیات اجتماع میشود.
بدون تعارف این امر را باید علتالعلل عدم حل مشکلات و معضلات عدیده شهری و توسعه نیافتگی این دیار دانست. یکی از مهمترین دلایل کاهش آهنگ رشد و توسعه منطقهای در اینجا را شاید بتوان در گزینه «وجود سه نماینده» از این حوزه انتخابیه در نهاد قانونگذاری کشور جستجو کرد. شاید این ادعا کمی اغراقآمیز و غیرواقعی تلقی شود و وجود سه نماینده را با توجه به شاخصها و مؤلفههای گوناگون سیاسی و اجتماعی امروز کشور، بتوان عاملی مهم در چانهزنیهای سیاسی در سطوح کلان و در یککلام «یک موهبت» و فرصت بهحساب آورد؛ اما در عمل قابل اثبات است که اینگونه نبوده و نیست و بیشتر به فرصت سوزی شباهت داشته و دارد. چرا که رویکرد و سوگیری و برآیند نوع رفتار و برخورد سه نماینده در ادوار مختلف خلاف این امر را ثابت میکند.
وقایع و تجربیات سالهای اخیر نشان داده که وجود عواملی همچون دعواهای فردی و جناحی، یارگیریهای سیاسی، چانهزنیهای بیهوده جهت چینش مهرهها در سطح ادارات و نهادها و… در عدماصلاح ساختارهای معیوب اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شهرستان آبادان نقش انکارناپذیری داشته است. به عبارت سادهتر خود نمایندگان با اتلاف وقتشان در یک دوره چهارساله بهجای پرداختن به موضوعات اساسی، زیربنایی و راهبردی به مسائلی پرداختهاند که در درجه دوم و سوم اهمیت قرار داشته و همین موضوع بهنوعی زمینهساز عدماصلاح ساختار بیمار کنونی بوده و هست.
صلاح نمایندگان محترم بازی با ذهنیت و واژهها نیست، بلکه صلاح و مصلحتشان ورود به دنیای واقعیات است. بهتر است بهجای حمله به سازمانها و ارگانهای مختلف شهر و متهم کردن مسئولین، با چانهزنیهای سیاسی ـ و نه سهمخواهیهای فردی ـ سعی در جذب منابع بیشتر و رشد این منطقه عقبافتاده از قافلهی توسعه نمایند. بایستی آموخت که فعل و انفعالات سلبی و افراطی نهتنها مشکلات امروز آبادان را حل نمیکند، بلکه گرههای محکمی بر معضلات موجود خواهد افزود و تنها راهکار، فعالیتهای مثبت و ایجابی در راستای خواست و اراده مردم است.
بنابراین ایجاد ذهنیت منفی و سیاه نمایی عملکرد مدیران و سازمانها آنها از تریبون رسمی ملت و به وکالت از طرف مردم، نهتنها عاملی در جهت افتراق بیشتر و عمیقتر ساختن شکافهای مدیریتی در سطح شهرستان است بلکه تقویت کننده و قوامبخش دعواهای سیاسی و فردی بوده و نافی و مانع تحقق همبستگی ملی نیز میباشد.
بدیهی است گام نهادن در این وادی در موقعیت کنونی با توجه به شرایط اجتماعی خاص این دیار، هیچگونه نتیجهای جز خسته و زخمی کردن بیشتر خاطر شهروندان از وضعیت موجود نداشته و بههیچوجه به صلاح و مصلحت آبادان نیست.















دیدگاهتان را بنویسید